شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٠٠ - گفتن موسى
جمله «فَنَسِيَ» (در آيه ٨٨ سوره طه) كه نوشتهاند سامرى عهد موسى را فراموش كرد. (تفسير ابو الفتوح رازى) يكى مست خيال: يكى از اسرائيليان، يكى از آنان كه گوساله را پرستش كرده بود.
خُلقِ كريم: اين تعبير چنان كه مىدانيم از مولاناست و از روايات بر مىآيد كه موسى (ع) تند خو بوده است و از پيغمبران آن كه به «خلق عظيم» توصيف شده رسول اكرم ٦ است.
گرد از دريا بر آوردن: اشارت است به يكى از معجزههاى موسى (ع) كه چون فرعون در پى بنى اسرائيل رفت، آنان به كنار دريا رسيده بودند. پيش رو دريا بود، و فرعون در پى.
ياران موسى (ع) گفتند «إنَّا لَمُدرَكُونَ: ما گرفتار خواهيم شد.» موسى گفت: «هرگز، خداى من با من است.» عصا را بر دريا زد و آبها به دو سو رفتند و زمين خشكيد و موسى و اسرائيليان از دريا گذشتند. (براى تفصيل بيشتر نگاه كنيد به: تفسيرها، ذيل سوره طه، آيه ٧٧ به بعد، و ديگر آيهها كه در قرآن كريم در اين باره آمده است.) ز آسمان چهل سال: اشارت است به يكى ديگر از نعمتهاى خدا كه به اسرائيليان داده شد و آن فرود آمدن مَنّ و سَلوى بود بر آنان هنگامى كه در تيه بودند.
جوى از سنگ دويدن: اشارت است به معجزه ديگرى از موسى (ع) كه عصا بر سنگ زد و دوازده جوى آب از آن روان شد.
گرم و سرد: كنايت از معجزهها و نعمتهاى گوناگون.
سرد: كنايت از ناپسند، زشت.
|
با نخوت پلنگى و از سگ گداترى |
از سگ گران و سرد بود نخوت پلنگ |
|
(سوزنى) توهّمها: كنايت از آن چه از معجزات موسى (ع) ديده و در دل او رسوخ نكرده و به صورت يقين كامل در نيامده بود. و ممكن است مقصود از «توهّم» نيرنگ سامرى باشد كه مىخواست با ساختن گوساله مردم را از خدا پرستى باز گرداند.
سيلاب بردن: كنايت از نيست و نابود شدن.
زيركىِ بارد: كنايت از دانشى كه سود ندهد.
خواب بُردن: از ميان رفتن، نابود شدن.