شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٠٤ - قصه بط بچگان كه مرغ خانگى پروردشان
|
تو به قوّت خليفهاى به گُهر |
قوّت خويش را به فعل آور |
|
|
آدمى را ميان عقل و هوا |
اختيار است شرح كَرَّمنا |
|
|
آدمى را مدار خوار كه غيب |
جوهرى شد ميان رسته عيب |
|
|
از عبيدان وراى پرده چرا |
اختيار اختيار كرده تو را |
|
|
تا تو از راه خشم و قلّاشى |
يا ددى يا بهيمهاى باشى؟ |
|
(حديقة الحقيقة، ص ٣٧٣) خداوند متعال براى راهنمايى انسان در هر عصرى پيمبرى يا وليى گمارده كه در بيتهاى مورد بحث از او به «سليمان» تعبير شده است. و هيچ عصرى از سليمان خالى نيست. و بر طالب و سالك است كه او را بجويد و راه به سوى او پويد.
ولى يا حجّت خدا در همه عصر حاضر است ليكن خدا او را از ديده نامحرمان پوشيده مىدارد. آنان كه ديده معرفت دارند او را مىبينند، و به سوى او مىروند و به بحر دانش او مىپيوندند، اما آنان كه توفيق شناسايى او را ندارند به علمهاى صورى قناعت كردهاند، مانند تشنگانى كه بانگ ابر باران زا را بشنوند و از آن رو گردانند و در پى نوشيدن آب از جويهاى خرد باشند. و در داستان آينده توضيح بيشترى است.