شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٢٩ - طعن زدن بيگانه در شيخ و جواب گفتن مريد شيخ او را
غافل از ايمان شيخ: آن كه مقام او را نداند، آن كه او را چنان كه بايد نشناسد و بدو گمان بد برد.
جان: در تعبير مولانا در چند معنى به كار رفته است. در اين بيت مقصود قوّه احاطه و ادراك است.
خبر: آگاهى از حقيقت.
|
كار تو ز آن جا كه خبر داشتى |
برتر از آن شد كه تو پنداشتى |
|
(مخزن الاسرار، ص ١٠٥)[١] آزمون: مقام آزمايش. (جان كسى دارد كه هنگام آزمايش آگاه باشد و به خطا نيفتد.) حسّ مشترك: نگاه كنيد به: شرح بيت ٤٩/ ٢ و ٦٥/ ٢ خداوندانِ دل: در لسان قرآن كريم از آنان به «اولو الالباب» تعبير شده است. و در اصطلاح عارفان «دل» نفس ناطقه است، و مخزن اسرار حق. «خداوندان دل» انسانهاى كاملاند كه دلهاى آنان عرش مجيد است، و خود و اصل به فَعّالٌ لِما يُرِيد.
انتها: كنايت از عالم محدودات و مادون افلاك.
ماهيان سوزنگر دلق: نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٢١٢/ ٢، و قسمت آينده داستان.
مضمون اين بيتها بيان رتبت آدمى، فرشته، و اولياىِ حق است. آن كه قدرت درك حقيقت را ندارد و شناخت قدر اولياى حق نمىتواند، بىجان است، چرا كه حقيقت جان ادراك است. هر كه را ادراك بيشتر، جان او روشنتر. آدمى به خاطر اين ادراك برتر از حيوان است، و فرشته از او برتر. چرا كه وسيله درك چنين آدمى عقل جزئى است كه مقدمات را از محسوسات فرا مىگيرد، اما فرشته آن چه داند خدا بىوسيلت به او داده است لكن دانش آنان محدود است. از فرشته برتر مقام اولو الالباب يا خداوندان دل است، كه حقيقت را بىوسيلت از پروردگار فرا مىگيرند. بدين جهت به هنگام آزمايش فرشتگان گفتند «سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا: پاك خداوندا ما را دانشى نيست، آن چه تو به ما بخشيدهاى.» (بقره، ٣٢) و به خاطر اين برترى بود كه آدم مسجود فرشتگان گرديد، چرا كه علم او از علم فرشتگان افزون بود خدا او را فرمود: أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ: آنان را از اسمها آگاه ساز.» (بقره، ٣٣) و اگر آدم از فرشتگان برتر نبود، خدا فرشتگان را
[١] يادداشت دكتر على محمد سجادى