تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦١ - وصف آن حضرت از امامت و امام و مقام او
و من خدمت آقا و مولايم امام رضا ٧ رسيدم و مورد بحث مردم را بآن حضرت اعلام كردم لبخندى زد سپس فرمود: اى عبد العزيز مردم نادانند و در دين خود فريب خوردند، راستش خدا عز و جل پيغمبر خود را قبض روح نكرد تا دين خود را كامل كرد و قرآن را بدو نازل كرد كه بيان هر چيزى در آنست و حلال و حرام و حدود و احكام و هر آنچه مردم بدان نيازمندند بطور كلى در آن بيان كرده و فرموده (٣٨- الانعام) ما چيزى را در قرآن كم نگذارديم- و در حجة الوداع كه پايان عمرش بود باو نازل كرد (٥- المائده) امروز دين خود را براى شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما پسنديدم- امر امامت از كمال دين است، و پيغمبر در نگذشت تا براى امتش همه معالم دين را بيان كرد و روشهايش را توضيح داد و آنها را براه راست گماشت، و على ٧ را سرور و امام آنها نمود و چيزى كه امت بدان نيازمند باشند بجا نگذارد جز اينكه بيان كرد، هر كه پندارد خدا دينش را كامل نكرده كتاب خدا را رد كرده و هر كه كتاب خدا را رد كرده كافر شده آيا قدر امامت و موقعيت آن را در امت فهميدند تا انتخاب آنها در باره آن روا باشد.
(١) امامت مقامى است كه خداوند آن را مخصوص ابراهيم ٧ ساخت پس از درك مقام نبوت و خلت و آن را درجه سوم او نمود و وى را بدان شرافتمند كرد و نامش را بلند آوازه نمود و جل و عز فرمود (١٢٤- البقره) و آنگاه كه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى آزمود و آنها را درست ادا نمود و فرمودش راستى من تو را براى مردم امام ساختم- حضرت خليل از شادمانى باين مقام عرض كرد- و از نژاد من هم؟ فرمود فرمان من بستمكاران نرسد- اين آيه امامت هر ظالمى را تا روز قيامت باطل كرد و آن را