تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٥ - سپس حقوق افعال
(١) ١٢- و اما حق صدقه اينست كه بدانى اين صدقه پسانداز تو است نزد پروردگارت و امانت بىنياز از گواه تو است و چون بدين عقيدهمند شوى بدان چه در نهانى بسپارى بيشتر اعتماد دارى تا بآنچه آشكار باشد و تو را سزد كه بخدا نهانى بسپارى هر چه را خواهى عيان كنى و اين راز ميان تو و او باشد در هر حال و در آنچه باو سپارى از گواهى گوشها و ديدهها بر عليه او پشتيبانى نخواهى بحساب اينكه باينها بيشتر اعتماد دارى نه بحساب اينكه در پرداخت سپرده بخدا اعتماد ندارى، سپس بصدقه خود بر احدى منت منه زيرا كه آن براى تو است و اگر بدان منت نهى در امان نيستى كه بروز همان كسى گرفتار شوى كه بدو منت نهادى زيرا اين خود دليل است كه تو آن را براى خود نخواستى و اگر براى خود ميخواستى بر احدى بدان منت نمينهادى. و لا قوة الا باللَّه.
(١) ١٣- حق قربانى اينست كه با قصد خالص براى پروردگارت باشد و تنها بمنظور رحمت او و قبول او باشد و براى جلب نظر مردم نباشد، و اگر چنين باشى خود فروش و ظاهر ساز نيستى و همانا قصد خدا را دارى، و بدان كه با آنچه ميسور است بايد خدا را خواست نه بدان چه دشوار است چنانچه خدا هم بخلق خود تكليف آسان كرده و تكليف دشوار نكرده، و همچنين فروتنى براى تو اولى است از خودنمائى و خان منشى زيرا خانها هستند كه خود فروشى و پر خرجى ميكنند و اما فروتنى و درويش مآبى نه كلفت دارد و نه خرج زيرا موافق سرشت آفرينشند و در طبيعت مخلوقند. و لا قوة الا باللَّه.