تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٢ - رساله آن حضرت كه برساله حقوق معروف است
سپس حق اندرزجويت، سپس حق بزرگتر از تو، سپس حق خردسالتر از تو، سپس حق سائل از تو، سپس حق كسى كه از او سؤال كنى، سپس حق كسى كه بتو بدى كرده بگفته يا كرده يا بشادى كردن بر عليه تو بگفتار يا كردار بتعمد يا غير تعمد، سپس حق همه همكيشانت، سپس حق كفار ذمى، سپس حقوقى كه در تغيير احوال و باسباب پديد آيند، خوشا بر كسى كه خدايش يارى دهد تا هر حقى بر او واجب كرده اداء كند و او را توفيق دهد و نگهدارد.
(١) ١- اما حق بزرگتر خدا اينست كه او را بپرستى و چيزى را شريكش ندانى، و چون از روى اخلاص اين كار را كردى خدا در عهده گرفته كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از آن بخواهى برايت نگهدارد.
٢- حق خودت بر تو اينست كه كاملا او را در طاعت خدا بگمارى، بزبانت حقش را بپردازى و بگوشت حقش را بپردازى و بچشمت حقش را بپردازى و بدست خود حقش را بپردازى و بپايت حقش را بپردازى و حق شكمت را بپردازى و حق فرجت را بپردازى، و از خدا در اين كار يارى جوئى.
٣- حق زبانت اينست كه آن را از دشنام ارجمندتر بدانى و بسخن خوب عادتش بدهى و مؤدبش دارى و آن را در كام دارى مگر در محل حاجت و براى سود دين و دنيا و آن را از پر گوئى و ياوهسرائى كم فائده كه ايمنى از زيانش نيست و در آمدش كم است معاف دارى، زبان گواه خرد و دليل بر آن شمرده شود و آراستگى مرد بزيور عقل خوشزبانى او است، و هيچ جنبش و توانائى نيست جز باو.