تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩٠ - وصف آن حضرت مر راويان حديث را
سخنشان را بشنوى. سپس بعد از پيغمبر پراكنده شدند و زنده ماندند و با پيشوايان گمراهى و داعيان دوزخ رفت و آمد كردند و بدانها تقرب جستند بناحق و دروغ، پس آنان را بكار گماشتند و قاضى كردند و بگردن مردم سوار كردند و بكمك آنها دنيا را خوردند و تو ميدانى مردم با پادشاهانند و پيرو دنيايند و اين دنيا هدف آنها است جز كسى كه خدايش نگهدارد؛ اين يكى از چهار تا.
(١) ٢- مردى كه از رسول خدا ٦ چيزى شنيده و غلط ياد گرفته و درست درك نكرده و بعمد دروغ نگفته و آن شنيده غلط بدست او است آن را بكار ميبندد و ميگويد كه از رسول خدا ٦ شنيدهام و اگر مردم ميدانستند كه غلط ياد گرفته از او نميپذيرفتند و اگر خودش هم ميدانست غلط است آن را ترك ميكرد و بكار نمىبست، اين هم دومى.
٣- كسى كه شنيده رسول خدا ٦ فرمانى داده سپس از آن نهى كرده و او نهى را ندانسته يا اينكه پيغمبر از چيزى نهى كرده سپس بآن امر كرده و او امر را ندانسته، منسوخ را ياد گرفته و ناسخ را ياد نگرفته اگر مردم ميدانستند كه آن منسوخ است تركش ميكردند و خود او هم تركش ميكرد اين هم مرد سوم.
٤- كسى كه بر خدا و رسولش دروغ نبندد و از ترس خدا دروغ را دشمن دارد و هم براى احترام پيغمبر ٦ و غلط هم ياد نگرفته و فراموش هم نكرده بلكه هر چه شنيده حفظ كرده و همان طور كه بوده نقل كرده نه در آن افزوده و نه از آن كاسته ناسخ را حفظ كرده و بدان عمل كرده و منسوخ را دانسته و ترك كرده