تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨١ - نامه اى كه آن حضرت
بپذير، پر گله مكن كه باعث كينه مىشود و بدشمنى ميكشد، عذر بخواه از آنكه اميد دارى عذر پذيرد، بريدن از نادان برابر پيوستن با خردمند است، از كرم است حفظ خانواده، هر كه با روزگار در افتد ورافتد، و هر كه بر آن خورده گيرد خشم گيرد، چه اندازه انتقام بستمكاران نزديك است، شايستهتر بكسى كه پيمان گسلد اينست كه با او وفادارى نشود.
(١) لغزش آنكه در دژ است سختترين لغزش است و درد دروغگوئى بد درديست، فساد بسيار را نابود كند و اقتصاد اندك را بهرهور سازد، بيكسى خواريست، نيكى كردن با پدر و مادر از خوش سرشتى است، لغزيدن از شتابست، لذت خوبى نيست آنكه دنبالش پشيمانيست، خردمند آن كس است كه تجربهها بدو پند آموخته، هدايت كورى را ببرد، و زبانت ترجمان عقل تو است، با اختلاف الفت ميسر نيست، از خوش همسايگى احوالپرسى از همسايه است، هرگز هلاك نشود كسى كه ميانهرو باشد، و هرگز نيازمند نگردد كسى كه زاهد است، درون هر مردى از رخساره او بيان شده، بسا كسى كه از مرگ خود كاوش ميكند، اطمينان را با اميد عوض مكن، نه هر چه ترس دارد زيان رساند، بسا شوخى كه بجد كشد، هر كه از روزگار ايمن است باو خيانت كند، و هر كه بر آن بزرگى فروشد باو اهانت كند، و هر كه باو بستيزد او را ذليل كند و بينى او را بخاك مالد، و هر كه باو پناهد تسليمش كند، نيست كه هر كه تير اندازد بنشان زند، چون سلطان ديگرگون گردد روزگار ديگرگون شود، بهترين اهلت آنست كه بارى از تو بردارد، شوخى مايه كينهها است و بسا كه آزمند گدا شود، سر دين درستى يقين است، تمامى اخلاص بر كنارى از گناهانست، بهترين گفتار آنست كه كردارش باشد، سلامت در درستى است، و دعاء كليد رحمت است، از رفيق پرس پيش از آنكه