تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٤٠ - پندهاى مسيح در انجيل و جز آن- از حكمتهاى او است
ستمكاران كوتاه آيند و چگونه مغرور نگردند همين بس است كه يكى از شماها گويد من خود ستم نكنم و هر كه خواهد ستم كند و ستم را بنگرد و جلو نگيرد؟ اگر مطلب اينست كه شما ميگوئيد چرا شما با ظالمانى كه همكار آنها نيستيد در عقوبت و گرفتارى دنياشان شريكيد.
(١) اى بندههاى بد واى بر شما چگونه بخدا اميد داريد كه شما را از هراس روز قيامت آسوده دارد يا اينكه از مردم نسبت باطاعت خدا ميترسيد و از آنها با نافرمانى خدا فرمان ميبريد، و در پيمانهاى مخالف با پيمان با خدا بدانها وفادارى ميكنيد.
بدرستى با شما ميگويم از هراس اين روز از طرف خدا امان ندارد كسى كه بندهها را در برابر او پرورنده بداند، واى بر شما اى بندههاى بد براى دنيائى پست و شهوتى زشت از ملك بهشت كوتاه دستى كنيد، و هراس روز رستاخيز را از ياد ببريد.
واى بر شما اى دنيا پرستان براى نعمتى زايل و زندگى چند روزه از خدا ميگريزيد و ملاقات او را بد ميداريد پس چگونه خدا ملاقات شما را ميخواهد و شما ملاقاتش را نميخواهيد، همانا خدا ملاقات كسى را خواهد كه طالب ملاقات او است، و ملاقات كسى كه ملاقاتش را نخواهد بد ميدارد، چگونه شما پنداريد دوستان خدائيد نه دوستان مردم با اينكه از مرگ ميگريزيد و بدنيا پناه ميبريد، چه سودى دارد براى مرده كه حنوطش خوشبو و كفنش سفيد است و همه اينها در زير خاك تيره است.
همچنين خرمى دنياى شما بشما سودى نبخشد با همه آرايشى كه برابر شما دارد با اينكه از دست ميرود و نابود ميگردد، چه سودى براى شما دارد پاكيزگى تن و صفاء رنگ شما با اينكه به مرگ ميگرائيد و زير