تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢٦ - مناجات خدا عز و جل با موسى بن عمران
همان چهره آخرت دلربا است و بىسستى بدان مينگرد، خواست آخرت ميان او و لذت زندگانى فاصله است و او را بسحرخيزى كشاند چون شترسوارى كه بدنبال هدفى پويا است، روز را غمنده شب كند و شب هم اندوهناك باشد خوشا بر او، هلا اگر پرده عقب رود چه شادمانى بچشم بيند.
(١) اى موسى چون ديدى توانگرى بتو رو آورد بگو گناهيست كه كيفرش شتافته، و هر گاه ديدى بينوائى آيد بگو خوشا بشعار خوبان، زورگو و ستمكار مباش و همنشين ستمكاران مشو.
اى موسى عمر نباشد اگر چه دراز هم باشد آنكه پايانش نكوهش باشد، و آنچه از تو دريغ شود زيانت نرساند اگر خوش سرانجام باشد.
اى موسى كتاب سرانجام تو را صريح گفته پس چگونه با اين ديدهها بخواب ميروى؟ يا چگونه مردمى لذت زندگى چشند اگر بغفلت عميقى اندر نباشند، و بشهوات پياپى گرفتار نگردند؟ و صديقان از كمتر از آن هم بيتابى دارند. اى موسى ببندههايم بفرما بهر وضعى هستند مرا بخوانند پس از آنكه اعتراف كنند من ارحم الراحمين هستم، بيچارهها را پاسخ دهم و از بدى برهانم، و زمانه را ديگرگون كنم، و فراوانى و ارزانى آورم، و اندك را قدردانى كنم، و در برابر بسيار ثواب دهم و فقير را توانگر سازم، منم دائم عزيز توانا، هر خطاكارى بتو گرائيد و پناهنده شد باو بگو أهلا و سهلا، در آستانه وسيع و خوشى آمدى، در آستانه پروردگار جهانيان فرود شدى، برايشان آمرزش خواه و بمانند يكى از آنها باش، و بوسيله فضلى كه من بتو دادم بر آنها گردنفرازى مكن، و بآنها بگو بايد از فضل و رحمت من بخواهند كه جز من كسى فضل