تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩١ - نامه آن حضرت
پس بدان چه خواسته امر و نهيشان كرده است و پيروى فرمانش را از آنها پذيرفته، و بدان خشنود است، و از نافرمانيش آنها را بازداشته و هر كسش نافرمانى كند نكوهش كرده و او را كيفر كند، و خدا در امر و نهى مختار است هر چه را خواهد اختيار كند و بدان فرمان دهد، و هر چه را بد دارد نهى كند و بدان كيفر دهد براى توانائى كه ببندههايش براى پيروى از امر و اجتناب از معاصى خود داده است. زيرا خداوند را عدل و انصاف و حكمت رسا هويدا است، و حجت او با عذار و انذار رسا است و اختيار با او است كه هر كه را از بندههاى خود بخواهد براى تبليغ رسالتش و اتمام حجت بر بندههايش برگزيند، محمد ٦ را برگزيد و برسالت خود بر خلقش فرستاد، و جمعى از كفار قوم وى از روى حسد و تكبر گفتند (٣٠- الزخرف) چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از دو آبادى فرود نيامد- مقصود از اين دو مرد يكى امية بن ابى الصلت بود، و ديگرى ابا مسعود ثقفى- و خدا نظر آنها را ابطال كرد و رأى آنها را امضاء نكرد آنجا كه فرمايد (٣١- الزخرف) آيا آنان رحمت پروردگار ترا پخش ميكنند، ما هستيم كه معيشت را در زندگى دنيا ميانشان پخش كرديم، و آنان را تا چند درجه بهم برترى داديم تا برخى برخى را مسخر خود دارند و رحمت پروردگارت بهتر است از آنچه آنها گرد مىآورند- و از اين رو هر چه را دوست داشت اختيار كرد، و هر چه را بد داشت غدقن كرد. پس هر كسش فرمانبرد ثواب دهد، و هر كسش نافرمانى كند كيفر كند و اختيار كار خود را ببندههايش سپرده بود انتخاب امية بن ابى الصلت و ابى مسعود ثقفى را براى قريش امضاء ميكرد زيرا اين دو در نظر آنان از محمد ٦ برتر بودند.
(١) و چون خداوند مؤمنان را بفرموده خود ادب كرده كه (٣٦- الاحزاب) هيچ مرد مؤمن و زن