تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٩ - نامه آن حضرت
بعقوبت دردناك نموده، و آن بنده با خواست آقايش مخالفت كرده و پيروى از امر و نهيش نكرده، و هر چه فرمانداده و هر چه را غدقن كرده نپذيرفته، و باراده آقا اعتبارى نگذاشته، و دنبال خواست خود رفته و پيرو هواى خويش است، و آقا هم نتواند او را بپيروى امر و نهى خود برگرداند، و بر سر خواست خودش وادار سازد، و از اين رو اختيار امر و نهى را بخود بنده سپرده، و بهر چه طبق خواست خودش انجام دهد راضى شده و از خواست خود گذشته، آقا او را دنبال يكى از حوائج خود فرستاده، و آن نيازمندى را هم نام برده و او مخالفت آقا كرده، و پيرو هواى نفس خود شده و چون برگشته و آقا ديده خلاف آنچه را خواسته آورده باو گفته: چرا مخالف آنچه بتو فرمان دادم آوردى؟ بنده گويد تو خود اختيار كار بدست من نهادى و من دلخواه خود را آوردم زيرا كسى كه باختيار خود است چيزى بر او غدقن نيست، بنا بر اين نتيجه باطل عقيده تفويض محال است.
(١) آيا بنا بر اين لازم نميآيد كه يا اينكه آقاى چنين بندهاى ميتواند بنده خود را بامر و نهى خود كه موافق خواست او است وادارد و در خور انجام امر و نهيش باو تاب و توان دهد، و چون فرمانى باو داد يا او را نهى كرد ثواب و عقاب آن را هم باو بفهماند و او را از مخالفت خود بر حذر دارد، و با شرح ثواب و عقابش او را باطاعت خود تشويق كند تا آن بنده قدرت آقاى خود را بفهمد بوسيله نيروى اطاعت امر و نهى كه باو داده، و تشويق و بيم وى و عدل و انصافش شامل او شود و حجتش بر او روشن گردد براى اينكه سخن را با او تمام كرده، و او را از مخالفت خود بيم داده است، و اگر آن بنده موافقتش كرد پاداشش دهد و اگر نه كيفرش كند؛ يا اينكه آن آقا عاجز است و توانائى ندارد، و كار بنده را بخود او گذاشته خوب كند يابد و فرمان برد يا نافرمانى كند آقا از عقوبت او عاجز است و نميتواند او را به پيروى فرمان خود وادارد؟.