تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٤ - نامه آن حضرت
و او را كرار غير فرار ناميد، و او را دوستدار خدا و رسولش ناميد، خبر داد كه خدا و رسولش هم او را دوست دارند.
(١) و همانا ما اين شرح و بيان را پيش داشتيم براى رهنماى آنچه قصد داريم و پشتيبان آنچه در باره جبر و تفويض و اختيار بيان ميكنيم، و كمك و نيرو از خدا است، و در همه كار خود باو توكل داريم- در اين باره ما بگفته امام صادق ٧ آغاز سخن كنيم كه: «نه جبر است و نه تفويض، ولى مقامى است ميان اين دو و آن عبارت از تندرستى، و آزادى، و مهلت كافى است، و توشه زندگى مانند مركب، و وسيله تحريك شخص فاعل بر فعل خود» اينها پنج امرند كه امام صادق ٧ آنها را جوامع فضل و بخشش خدائى وانمود كرده است و هر گاه بندهاى يكى از آنها را نداشته باشد بحسب آن كاستى تكليف از او بركنار است.
امام صادق ٧ يك اصلى را كه بايد مردمش دنبال فهم آن باشند خبر داده و قرآن هم بتصديق آن گويا است، و آيات محكمه رسولش هم بر آن گواهند. زيرا رسول ٦ و آلش ٧ در گفتار خود از حدود قرآن بيكسو نشوند، و هر گاه اخبار درستى رسيد و گواهشان از قرآن جستجو شد، و موافق آنها بودند و دليل صحت آنها بود پيروى از آنها فرض است، و خبر معاند از آنها بيكسو نشود. چنانچه در آغاز نامه ياد آور شديم، و چون بدنبال تحقيق گفته امام صادق ٧ رفتيم كه منزله بين المنزلتين و اختيار در اعمال است، و انكار جبر و هم تفويض است يافتيم كه قرآن بر آن گواه است، و آن را تصديق كند، و خبر ديگر آن حضرت هم موافق آنست، امام صادق پرسش شد كه آيا خداوند بندههاى خود را بگناهان مجبور ميكند؟ امام صادق ٧ فرمود: خدا از اين عادلتر است. باو گفته شد: آيا كار را يكسره بآنها