تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٣ - نامه آن حضرت
پس از آن خبر نخست كه اين اخبار از آن بدست آمده خبريست درست و مورد اتفاق، و نزد مسلمانان خلافى در آن نيست، و هم موافق قرآنست، و چون قرآن بتصديق آن خبر گواه است، و شواهد ديگر هم دارد بر امت بايست است كه بضرورت بر آن اعتراف كند زيرا اينها اخباريند كه شواهد قرآن بدانها گويانند، و موافق قرآنند و قرآن موافق آنها است.
(١) سپس اخبار با حقيقتى هم از قول رسول خدا ٦ بوسيله راستگويان از ائمه ٧ رسيده، و مردمى ثقه و معروف آنها را نقل كردهاند، اقتداء باين اخبار فرض و واجب است بر هر مؤمن و مؤمنهاى، و از آنها سر نپيچند جز اهل عناد و اين براى آنست كه گفتههاى آل رسول ٦ پيوستند با گفته خدا. مثل قول خدا در قرآنش (٥٧- الاحزاب) راستى آن كسانى كه آزار كردند خدا و رسولش را خدا در دنيا و آخرت آنان را لعنت كند و برايشان عذاب زبونكنندهاى آماده سازد- و نظير اين آيه قول رسول خدا ٦ است «هر كه على را بيازارد مرا آزرده، و هر كه مرا بيازارد خدا را آزرده، در معرض اينست كه از او انتقام كشيده شود» و همچنين قول او ٦ «هر كه على ٧ را دوست دارد مرا دوست داشته، و هر كه مرا دوست دارد خدا را دوست داشته» و چون قول او ٦ در باره بنى وليمه (تيرهاى از كنده يمن) «هر آينه بر سر آنها مردى فرستم چون خودم كه خدا و رسولش را دوست دارد، و خدا و رسولش او را دوست دارند، برخيز اى على و بسويشان روانه شو» و گفته او ٦ روز جنگ خيبر «هر آينه فردا روز مردى بر سر آنها فرستم كه خدا و رسولش را دوست و خدا و رسولش او را دوست دارند يورش برو ناگزير است و برنگردد تا خدا بدستش قلعه را بگشايد» رسول خدا پيش از فرستادن او اعلام پيروزى نمود و ياران رسول خدا ٦ بسخن آن حضرت توجه داشتند، و بانتظار فردا نشستند، و چون فردا شد على ٧ را خواست و فرستادش و او را بدين منقبت برگزيد،