تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٨ - از سخنان آن حضرت
چيزيست پديدشده خدا است كه پديدش كرده و چون نام چيز دارد خلق باشد، همانا خدا است و خلق او سومى در ميان نيست و خلق بسا كه ساكن است و بسا كه متحرك است، و متحرك مختلف است و مؤتلف و معلوم و متشابه، و هر چه بر آن نام چيز صادق باشد خلق است.
شرح- اگر مقصود از حروف در كلام امام همان ماده اولى باشد كه عنصر نخست همه عناصر است و در نظر دانشمندان امروزه عين قوهايست كه در حركت خود همه مظاهر عالم هستى از آن تراويده است و ميتراود ميتوان اين حديث را بيان حقيقى گرفت كه پس از قرنها بزرگترين دانشمندان جهان بدان پىبردهاند و يكى از معجزات عميق و علمى امام هشتم بشمار آورد، و از تعبير بحروف فهميده مىشود بسط لا نهايت ماده نخست جهان كه مبدأ پيدايش تركيبات شگرف مههاى فضائى و طوفانهاى چرخنده، و سپس تشكيل ستارهها و تنظيم منظومههاى شمسى نامحدود در عمق عميق اين فضا گرديده است. بنا بر اين مقصود از مشيت و اراده كه آن را با توهم يكى دانسته صفت فعل محض است، و تعبير از ماده نخست بتوهم تعبيرى بسيار دقيق و شيوا است. و جمله اخير كه ميفرمايد خلق ساكن و متحرك و مختلف و مؤتلف و معلوم و متشابه دارد با تطورات ماده اولى بنا بر تحقيقات دانشمندان امروزى بسيار قابل تطبيق است، مختلف الكتريسته مثبت و منفى و مؤتلف الكتريستههاى مثبت و يا منفى، معلوم منظومههاى شمسى كامل و متعلقات آن، متشابه عوالم مهها و طوفانهاى لولبى و ستارههاى نارسيده كه در اعماق فضا بسيار و بسيار كشف شدند و مجرهها نمودى از آنها است، و تعبير از ماده اولى باعتبار سكون آن بتوهم از نظر اينست كه ماده بعنوان سكون وجود خارجى ندارد چون عين قوه و حركت است و فقط در عالم توهم اين تجزيه و وصف سكون امكانپذير است و جمله و الحال ايضا في هذا الموضع فإنما هى صفات محدثة و ترجمة من متوهم ليفهم- باين حقيقت اشارت دارد.
(١)
از سخنان آن حضرت ٧ در شرح اصطفاء
(٢) چون امام رضا ٧ در مجلس مأمون حضور يافت و گروهى از دانشمندان عراق و خراسان هم در آن انجمن بودند مأمون بحاضران گفت مرا از معنى اين آيه خبر بدهيد (٢٩- فاطر) سپس ارث داديم