تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٧ - از سخنان آن حضرت در توحيد و يگانه پرستى
همان معانى متناهيه چيزى مقرر نداشت و وجودى هم براى آنها نبود، زيرا همان صرف توهم بودند و خدا بر تو هم پيشى داشت زيرا پيش از او و با او چيزى نبود، و حروف همان سابقه توهم داشتند، آن حروف پديدار بتوهم بودند و همان توهم بود و پيش از خدا مذهبى نبود، و توهم ناشى از طرف خدا جز خدا است. از اين رو است كه كار هر چيزى جز ذات او است، و حد هر چيزى جز ذات او است، و صفت هر چيزى جز ذات موصوف است، و حد هر چيزى جز ذات محدود است، و اينست كه خود حروف همانا در ذات خود از هم جدا هستند، و بر خويش استوارند، و بجز بر خود دلالتى ندارند، و هر گاه آنها را تركيب كنى و فراهم نمائى كلمهاى شوند كه بر جز خود دلالت كنند، و نامها و صفتها پديد آيند.
(١) و بدان كه راستش اينست صفت بىموصوف نشود، و نام بىمعنى نباشد، و حد بىوجود محدود محقق نشود، و اسماء و صفات همه دلالت بر كمال و هستى كنند، و دلالت بر احاطه ندارند چنانچه دلالت بر اصل هستى دارند كه آن تربيع و تدوير و تثليث باشد، زيرا خدا را باسماء و صفات توان شناخت نه بكنه و حقيقت ذات، و بخداوند چيزى از اين حدود تعلق نگيرد تا خلقش او را چنان شناسند كه خود را ميشناسند و اگر صفاتش دليل او نباشند، و نامهايش وى را افاده نكنند عبادت مردم متوجه همان صفات و نامها گردد و معنائى ندهد، و اگر چنين باشد لازم آيد كه معبود يگانه جز خدا باشد براى آنكه صفاتش جز او است.
عمران: بمن بگو توهم خلق است يا جز خلق است؟
امام رضا ٧: بلكه خلقى است ساكن كه سكونش درك نشود و باين اعتبار خلق است كه