تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٩ - (سخن آن حضرت با هارون الرشيد) (در ضمن خبرى طولانى كه محل نيازش را بيان كرديم)
كه از توحيد بالحاد عدول كردند- هارون گفت بمن بگو نخست كسى كه ملحد و زنديق شد كه بود؟ امام كاظم ٧ فرمود: نخست كسى كه ملحد و زنديق شد در آسمان ابليس لعين بود كه تكبر ورزيد و بر صفى و نجى خدا آدم ٧ فخر كرد و گفت آن لعين (١١- الاعراف) من بهتر از اويم مرا از آتش آفريدى و او را از گل. از فرمان پروردگارش سركشى كرد و ملحد شد و الحاد در نژاد او تا روز قيامت بارث رسيد هارون گفت ابليس هم نژادى دارد؟ فرمود آرى نشنيدى قول خدا را (٤٩- كهف) جز ابليس كه از جن بود و از امر پروردگارش بيرون شد- آيا او و نژادش را در برابر من دوست خود گيرند با اينكه آنان دشمن شمايند چه بد است براى ستمكاران جايگزين- من آنان را گواه آفرينش آسمانها و زمين و گواه آفرينش خودشان نساختم و گمراهان را پشتيبان خود نگرفتم- زيرا كه آنان نژاد آدم ٧ را بزبان بازى و دروغ گمراه كنند و بظاهر گويند لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ چنانچه خدايشان در قول خود وصف كرده (٢٤- لقمان) و اگر از آنها بپرسى چه كس آسمانها و زمين را آفريده هر آينه ميگويند خدا، بگو سپاس مر خدا راست بلكه بيشترشان نميدانند- يعنى آنان اين جمله را نگويند جز بتلقين و عادت و بزبان و «هر كه عقيده ندارد و گر چه اداى شهادت كند شاك و حاسد و معاند است و از اينجا است كه عرب گويند «هر كه چيزى را نداند با آن دشمنى كند و هر كه دستش بدان نرسد عيبش جويد و از آن منحرف گردد» زيرا كه او نادان و جاهل است.
(١) آن حضرت را با ابو يوسف قاضى سخنى طولانيست كه اينجا جايش نيست- سپس رشيد گفت بحق پدرانت سخنان جامعى براى آنچه ما در جريان كار خود داريم زبده كن فرمود بسيار خوب، دوات