تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٦ - (سخن آن حضرت با هارون الرشيد) (در ضمن خبرى طولانى كه محل نيازش را بيان كرديم)
ناسپاسى كرده، هر كه هنگام مصيبت دست بر زانو زند يا بدست ديگر كوبد اجر خود را برده، مصيبتى كه با صبر اجر دارد مصيبت نيست، استرجاع (گفتن إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) هنگام آسيب رسيدنست، و احسان بجا نيست مگر بدين دار يا بخانواده دار. خدا كمك را باندازه مصرف نازل ميكند، و صبر را باندازه مصيبت، هر كه اقتصاد كند و قناعت نمايد نعمتش بپايد، و هر كه بىجا خرج كند يا بىاندازه نعمتش از دست برود. پرداخت امانت و راستى روزى آورند، و خيانت و دروغ ندارى و دوروئى، چون خدا بد مورچه را خواهد بدو دو بال دهد تا بپرد و پرندههايش بخورند، احسان در نظر مؤمن احسان نيست مگر با سه شرط، كوچك شمردن، و نهان داشتن، و فورى بودن، هر كه احسان خود را بمؤمن كم شمرد برادر خود را بزرگ شمرده، و هر كه احسانش بوى بزرگ شمرد برادر را كم گرفته، هر كه احسانى كه كرده نهان دارد ستوده كردار است، و هر كه در انجام وعده خود شتاب كند عطاى خود را گوارا كرده.
(١)
(سخن آن حضرت با هارون الرشيد) (در ضمن خبرى طولانى كه محل نيازش را بيان كرديم)
(٢) آن حضرت نزد او رفت و قصد گرفتن حضرت او را داشت بدنبال دروغها كه باو بسته بودند، هارون طومارى دراز بدو داد كه در آن عقائد بد و زشت بشيعيان آن حضرت نسبت داده بودند (آن را خواند) و فرمود: يا امير المؤمنين ما خاندانى هستيم كه گرفتار شديم بدروغ بستن بر ما، و پروردگار ما پر آمرزنده و پردهپوش است، و نخواسته اسرار بندههايش را كشف كند مگر نزد رسيدن بحسابشان در روزى كه دارائى و فرزندان سودى ندهند جز كسى كه دلى پاك نزد خدا آورد.