تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٢ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
(١) ١٧٩- عبد الاعلى گويد در شهر مدينه ميان انجمنى بودم و در جود گفتگو كردند و پر گفتند.
مردى از آنها كه ابا دلينش ميگفتند گفت: راستى جعفر است، و راستش كه اگر او نبود- دستش را بهم چسبانيد- امام صادق ٧ فرمود: با مردم مدينه همنشين ميشوى؟ گفتم آرى، فرمود هر چهات باز گويند بمن برسان اين داستان را برايش حكايت كردم فرمود: واى بر ابى دلين او بمانند يك پر است كه بادش ميبرد. سپس فرمود: رسول خدا ٦ فرمود: هر احسانى صدقه است و بهترين صدقه آنست كه از بىنيازى باشد، بعيال خود آغاز كن، دست بالا و بده بهتر است از دست پائين (كه گيرنده است) خداوند بر كسى كه اندازه گذران دارد ملامتى ندارد، شما پنداريد خدا بخيل است و عقيده داريد چيزى از خدا بخشندهتر است؟! راستى بخشنده آقا كسى است كه حق خدا را بمحلش صرف كند بخشنده آن كس نيست كه مالى بناروا بدست آرد و بىجا مصرف كند، هلا بخدا من اميدوارم كه خدا را ملاقات كنم و آنچه بر من حلال نيست نگرفته باشيم، و هيچ حقى از خدا بر من وارد نشده جز اينكه آن را اجراء كردم، و هرگز شبى نگذرانيدم كه در مالم حقى باشد و نپرداخته باشم.
(٢) ١٨٠- پس از شير بريدن رضاعى نيست، در روزه وصل بهم روا نيست، پس از محتلم شدن يتيمى نيست، يك روز تا شب خموشى تشريع نشده. پس از هجرت بيابان گردى نشايد، پس از فتح مكه هجرت نبايد، پيش از نكاح طلاق درست نيايد، پيش از مالك شدن بنده آزاد كردنش معنى ندارد، با وجود پدر قسم فرزند صحيح نباشد و نه قسم مملوك با وجود آقا، و قسم زن با وجود شوهر، نذر در گناه محقق نشود، و قسم در قطع رحم اثرى ندارد.