تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٦ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
امر ميكند، دانا است بدان چه نهى ميكند، عادل است در آنچه امر ميكند و عادل است در آنچه نهى ميكند، با نرمش امر ميكند و با نرمش نهى ميكند.
(١) ٢٠- هر كه از سلطان جائز طالب فضل و احسانى شود و از او بلائى بيند اجر ندارد و بر آن صبر نتواند.
(٢) ٢١- خداوند بخششهائى بمردمى داد و شكرش نكردند و آن نعمتها و بال آنها شد، و مردمى را بمصيبتها گرفتار كرد و صبر كردند، و بلاها براى آنها نعمت شد.
(٣) ٢٢- صلاح حال زندگانى و معاشرت با هم يك پيمانه پريست كه دو سومش هوش و يك سومش ناديده گرفتن است.
(٤) ٢٣- انتقامجوئى بينوايان چه اندازه زشت است.
(٥) ٢٤- باو گفته شد مردانگى چيست؟ در پاسخ فرمود: خدا تو را در آنجا كه نهيت كرده نبيند و در آنجا كه فرمانت داده مفقودت ننگرد.
(٦) ٢٥- شكر كن هر كه را بتو نعمت داد، و نعمت بخش بر هر كه تو را شكر كرد. زيرا با شكر كردن نعمت زايل نشود، و اگر ناسپاسى كنى بجا نماند، شكر فزايش نعمت و امان از فقر است.
(٧) ٢٦- از دست رفتن حاجت بهتر است از درخواستش از نااهل، بدتر از مصيبت كجخوئى از آنست.
(٨) ٢٧- مردى از او خواست كه باو چيزى آموزد كه مايه رسيدن بخير دنيا و آخرت باشد و مختصر