تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦٥ - احتجاج آن حضرت بر صوفيه وقتى براى درخواست ناشايستى نزد آن حضرت آمدند
و در درجه پنجم در راه خدا و جهاد بمصرف رساند كه اجرش از همه كمتر است، و پيغمبر ٦ در باره مردى از انصار كه هنگام مرگش پنج يا شش بنده خود را آزاد كرد و جز آنها چيزى نداشت، و فرزندان خردسالى بجا گذاشت فرمود: اگر اين كار او را بمن اعلام كرده بوديد نميگذاشتم در گورستان مسلمانانش بخاك سپاريد. چند كودك خردسال را گذاشته تا از مردم گدائى كنند. سپس فرمود: پدرم برايم باز گفت كه پيغمبر ٦ فرمود: آغاز كن بهزينه هر كس نان خور تواست بترتيب نزديك بودن آنها بتو.
(١) سپس اينست كه قرآن در رد گفته شماها بدان گويا است، و از آن نهى كرده بطور حتم از طرف خداى عزيز حكيم فرموده (٦٧- الفرقان) آن كسانى كه چون انفاق كنند اسراف نكنند و تنك نگيرند، و عدالت ميان اين دو رعايت شود- آيا نبينيد كه خداوند سرزنش كرده آن كارى را كه شماها بدان دعوت ميكنيد، و هم مسرفان را، و در چند آيه از قرآن ميفرمايد (١٤١- الانعام و ٣١- الاعراف) مردم را از اسراف نهى كرده، و از تنك گرفتن هم نهى كرده، و بحد وسط فرمان داده نبايد هر چه دارد بدهد و پس از آن از خدا روزى خواهد و باجابت خدا نرسد. براى حديثى كه از پيغمبر ٦ رسيده است كه: دعاى چند دسته از امتم باجابت نرسد، مردى كه بپدر و مادرش نفرين كند، مردى كه بدهكارى مالش را خورده و بر او گواه نگرفته، مردى كه بر همسرش نفرين كند با اينكه خدا طلاقش را بدست او مقرر كرده، مردى كه در خانه نشسته و ميگويد: پروردگارا بمن روزى بده و دنبال تحصيل روزى نميرود. خدا عز و جل ميفرمايد:
آيا من راه طلب روزى و سفر را با سلامت تن بروى تو نگشودم، تو بايد ميان من و خودت عذرى بياورى در پيروى از فرمان من و تا بگردن اهل خود نيفتاده باشى تا اگر من خواستم بتو روزى ميدهم، و اگر خواستم روزى را بتو تنگ ميگيرم، و تو نزد من معذورى، و مردى كه خداوند باو مال بسيارى بدهد و همه را