تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٥٨ - نامه آن حضرت در باره غنائم و وجوب خمس
آوردند بدست آوريم ترس از دشمن، و نه بيرغبتى بآخرت و جمع غنيمت، ولى ما ترسيديم كه اگر از شما دور شويم دستهاى از قشون مشركين بشما حمله كنند يا شما را بىياور بينند، و بشما حملهور شوند، و آسيبى بشما رسانند (١) و شما اگر باين مردم جنگجو آنچه را ميخواهند بدهيد مسلمانان ديگر دست خالى و بىغنيمت بمدينه برگردند، سپس نشست، همان مرد انصارى باز برخاست و گفته نخست خود را گفت و نشست و هر كدام از آن دو تا سه بار گفتار خود را تكرار كردند، و پيغمبر ٦ روى از آنها گردانيد و خداى عز و جل اين آيه را نازل كرد (١- الانفال) از شما انفال را خواستارند و انفال نام جامعى بود براى آنچه در آن روز بدست آورده بودند. مانند قول خدا (٦ و ٧- الحشر) آنچه خدا برسولش ٦ نصيب كند، و چون قول خدا (٤١- الانفال) هر چه كه غنيمت بدست آورديد- سپس فرمود: بگو اى محمد كه انفال از آن خدا و رسول است- آن را از دست آنان برگرفت و براى خدا و رسولش مقرر داشت، و سپس فرمود: (١- الانفال) از خدا بپرهيزيد و ميان خود را اصلاح كنيد، و اطاعت كنيد خدا و رسولش را اگر شماها مؤمنيد، و چون رسول خدا ٦ بمدينه بازگشت خدا باو نازل كرد (٤١- الانفال) بدانيد كه هر چه غنيمت بدست آورديد راستش يك پنجم آن از آن خدا است. و از آن رسول و ذى القربى و يتيمان و مستمندان و ابن سبيل است. اگر شماها بخدا گرويديد و آنچه روز فرقان (امتياز اسلام از كفر كه همان روز بدر است آن روزى كه دو گروه (مسلمان و مشرك) بهم برخورد كردند، و اما اينكه فرمود:
از آن خدا است باين معنى است كه انسانى ميگويد از آن خدا است و از آن تو و سهم مخصوصى بنام خدا از آن برداشته نميشود، و رسول خدا ٦ آن غنيمتى را كه بدست آورده بود پنج قسمت كرد و يك سهمش را براى خود برداشت تا نام خود را با آن زنده دارد، و پس از خودش آن را بارث گزارد و سهمى هم بخويشان خود بنى عبد المطلب داد، و سهمى هم براى يتيمان مسلمان، و سهمى هم براى مستمندانشان، و