تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٠٨ - آنچه كلمات قصار در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
(١) ٥٣- آيا شما را آگاه نكنم بچيزى كه چون بكار بنديدش سلطان و شيطان از شما دور شوند؟ ابو حمزه گفت آرى بما خبرش ده تا بكارش بنديم. فرمود ٧ بر شما باد بصدقه دادن در بامداد كه روى ابليس را سياه كند و شر سلطان ظالم را در آن روز از شماها بشكند، و بر شما باد بدوستى در راه خدا و مهرورزى و كمك بهم براى كار خوب. زيرا كه آن ريشه هر دو را قطع كند- يعنى شر سلطان و شيطان را- و در طلب آمرزش اصرار كنيد كه موجب محو گناهان گردد.
(٢) ٥٤- راستى اين زبان كليد هر خوبى و بديست، و سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند چنانچه بر طلا و نقرهاش مهر ميزند. زيرا رسول خدا ٦ فرمود خدا رحمت كند مؤمنى را كه زبانش را از هر بدى باز دارد. زيرا اين صدقه ايست كه او بخود داده است. سپس فرمود: احدى از گناهان سالم نماند تا زبانش را در بند كند.
(٣) ٥٥- غيبت آنست كه در باره برادرت آن را بگوئى كه خداوند بر او پوشيده و مستور است. اما آنچه در او آشكار است مانند تندى و شتاب كردن عيب ندارد كه بگوئى، بهتان اينست كه عيبى كه در برادرت نيست باو ببندى.
(٤) ٥٦- پرافسوسترين مردم روز رستاخيز بندهايست كه عمل عدالتى را وصف كند و خودش خلاف آن عمل كند.
(٥) ٥٧- بر شما باد بورع و اجتهاد و راستگوئى و پرداخت امانت بصاحبش نيك باشد يا بد، و اگر قاتل