تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٠٧ - آنچه كلمات قصار در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
دست احسان نيست كه دست ديگرش دنبال آن آيد تا آن را حفظ كند و بپرورد. زيرا دريغ دستهاى آينده مايه قطع شكر دستهاى نخستين است، و دلم بمن اجازه نميدهد كه اولين حاجتها را رد كنم.
(١) ٤٥- حياء و ايمان بيك ريسمان بستهاند هر كدام بروند ديگرى بدنبال آنست.
(٢) ٤٦- راستى كه اين دنيا را نيك و بد بدست آورند ولى اين دين را خدا جز بخاصانش ندهد.
(٣) ٤٧- ايمان اقرار است و عمل، و اسلام اقرار است بلا عمل.
(٤) ٤٨- ايمان آنچه است كه در دل باشد، و اسلام آنچه كه وسيله زناشوئى با يك ديگر و ارث بردن از همديگر و حفظ جانست، ايمان با اسلام است، و اسلام ملازم ايمان نيست.
(٥) ٤٩- هر كه يك باب هدايت آموزد اجر كسى دارد كه بدان عمل كند، و از اجر آنان كاسته نشود، و هر كه يك باب ضلالت آموزد بمانند گناهان آنان را دارد كه بدان عمل كنند و از گناهان آنان هم كاسته نشود.
(٦) ٥٠- چاپلوسى و حسد از اخلاق مؤمن نيست مگر در طلب علم.
(٧) ٥١- عالم بايد كه چون از او چيزى را كه نداند پرسند بگويد خدا داناتر است، و غير عالم را نرسد كه آن را بگويد، و در خبر ديگر است كه غير عالم بگويد لا ادرى تا در دل سائل شكى واقع نشود.
(٨) ٥٢- اول كسى كه بعربى زبان باز كرد اسماعيل بن ابراهيم ٧ بود كه سيزده سال داشت و زبان پدر و برادر را داشت، و او نخست كس است كه بدان سخن گفت و هم او ذبيح است.