تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٨ - سخن آن حضرت در باره شمشيرها
مسلمانان فديه رد و بدل شود، اينانند كه پذيرفته نشود از آنها هرگز جز كشته شدن يا مسلمان شدن و حلال نيست بر ما ازدواج با آنها تا در كشور محاربند.
(١) و اما شمشيرى كه بايدش نگهداشت شمشير بر اهل شورش ضد حكومت اسلام است و اهل تأويل، خدا فرمايد (٩- الحجرات) اگر يك دسته از مسلمانان بر دسته ديگر شوريدند با آن دسته كه شوريدند بجنگيد تا تسليم بامر خدا شوند، چون اين آيه نازل شد رسول خدا ٦ فرمود: راستى از شماها كسى ميباشد كه پس از من بتأويل قرآن بجنگد چنان كه من بحكم صريح و تنزيلش جنگيدم از پيغمبر ٦ سؤال شد كه او كيست؟ فرمود: او پينهكننده نعلين است مقصودش امير المؤمنين ٧ بود. و عمار بن ياسر گفت من زيرا اين پرچم سه بار بهمراه رسول خدا ٦ جهاد كردم و اين بار چهارم است بخدا اگر ما را بزنند تا برسانند بنخلستانهاى هجر (كه در يمن است يا بصره) ما ميدانيم بر حق هستيم و آنها بر باطلند و روش امير المؤمنين در باره آنان كه با او جنگيدند چنان بود كه رسول خدا ٦ با اهل مكه رفتار كرد موقعى كه آن را فتح كرد زيرا كه اولاد آنان را باسيرى نگرفت و فرمود: هر كه در خانهاش را بروى خود ببندد در امانست و هر كه اسلحه را بزمين گذارد در امانست و همچنين فرمود امير المؤمنين در روز جنگ بصره در ميان لشكر جار زد كه اولادشان را اسير نكنيد و زخمدارشان را نكشيد و هر كه گريخت دنبالش نكنيد، هر كه در خانهاش را بر بست در امانست و هر كه سلاح افكند در امانست.
و شمشيرى كه در غلاف است آن شمشيريست كه بدان قصاص كنند، خدا عز و جل فرمايد (٤٧- المائدة) جان بجاى جانست و چشم بجاى چشم و آن را اولياء مقتول كشند و فرمانش باما است.