تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩ - مذاكره آن حضرت در باره دانش و خرد و نادانى
دانستن حلال و حرام است و طالب خود را براه بهشت ميكشاند و از هراس تنهائى ميرهاند در غربت هم صحبت است و رهنماى بر امور نهانست و سلاح در برابر دشمنان و زيور براى دوستان، خداوند بخاطر آن مردمى را برآورد تا آنجا كه آنان را پيشوايان كار خوب كند و از آنان پيروى شود، بكارهاى آنان در نگرند و از آثارشان برگيرند و فرشتگان شيفته دوستى آنان گردند زيرا دانش زندگى دلها و روشنى ديدهها است از كورى، و نيروى تنها است از سستى، و خدا دارنده آن را بمقام دوستان برساند، و همنشينى نيكان را در دنيا و آخرت باو ببخشد.
(١) بدانش خداوند فرمان برده شود و پرستش گردد، بدانش خداوند شناخته شود و يگانه باشد، بدانش صله رحم شود، و حلال و حرام شناخته گردند، دانش پيشواى عقل است.
خداوند خرد را بسعادتمندان دهد و از بدبختان دريغ دارد، صفت دانشمند اينست كه در برابر كسى كه باو نادانى كند بردبارست و از كسى كه باو ستم كند گذشت دارد، و براى زير دستش فروتن است و با زبر دست خود در جستجوى كار خوب رقابت دارد. و چون خواهد سخن گويد تدبر كند و اگر خوبست بگويد و سود برد و اگر بد است خاموش بماند و سالم بجهد، و چون فتنهاى بر او رخ دهد بخدا پناه برد و دست و زبانش را نگهدارد، و چون فضيلتى بيند آن را غنيمت شمارد، شرم از او جدا نشود، و آزمندى از او پديد نگردد، اينها ده خصلت است كه خردمند بدانها شناخته شود.
صفت نادان اينست كه با هر كه درآميزد بدو ستم كند، و بر آنكه زير دستش است تجاوز كند، و بر زبر دستش گردن فرازى كند، سخنش بىفكر است، اگر سخن كند گناهكار شود، و اگر خاموش بماند غافل گردد، و اگر فتنهاى بر او رخ دهد بدان بشتابد پس او را هلاك كند، و اگر فضيلتى بيند رخ بتابد و كندى