تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٣ - نامه آن حضرت
بر حذر باش كه آگاه شدى، بشتاب كه موعد مقرر دارى، راستى تو معامله دارى با كسى كه نادان نيست و آنكه نگهبان تو است غفلت ندارد، آماده باش كه سفر دورى از تو نزديك شده و گناهت را درمان كن كه بيمارى سختى بتو راه يافته.
(١) مپندار كه منظور من توبيخ و سركوب و سرزنش تو است ولى ميخواهم خداوند دل از دست رفتهات را زنده كند و آنچه از دينت كه نهان شده بتو باز گرداند و ياد آوردم قول خداى تعالى را در قرآنش (٥٥- الذاريات) يادآورى كن كه ياد آورى مؤمنان را سود دهد تو از ياد همسنها و همبازيهايت كه درگذشتند بدر رفتى و پس از آنها چون شاخ شكسته بجا ماندى، بنگر كه آيا چون تو گرفتار شدند و ايا در اين پرتگاه تو افتادند؟ يا آيا بنگريشان كه كار خيرى كه داشتند و كردند ياد كردى و چيزى كه ندانستند آموختى و عمل نمودى، بلكه فرق همين است كه در دل عوام جا گرفتى و آنها بدور تو جمع شدند و از رأى تو پيروى كردند و بامر تو عمل كردند، اگر چيزى را حلال دانستى حلال دانستند و اگر حرام دانستى حرام دانستند، و تو اين حق را ندارى ولى رغبت و ميل آنها بتو تو را بر آنها مسلط كرده و از دست رفتن دانشمندان آنان و غلبه جهل بر تو و بر آنها و حب رياست و دنياطلبى تو و آنان، تو متوجه نيستى كه خود در نادانى و فريب گرفتارى و مردم در بلاء و فتنه، تو آنها را گرفتار كردى و در فتنه افكندى و از كار و زندگى باز داشتى از اينكه تو را باين مقام بينند (و همه خواهند كه زهرى باشند) و شيفته شدند كه بآن مقام علمى رسند كه تو رسيدى يا آن را بدست آورند كه تو بدست آوردى و از قبل تو بدريائى افتادند بىته و در بلائى بىاندازه خدا بداد ما و تو برسد و هو المستعان.