تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٢ - و از او
حفظ دين خود حاجتت بر آورد، و صاحب مروت از مردانگى خود شرم دارد، و خانواده دار ميداند كه تو آبروى خود فروختى و آبرويت را حفظ ميكند باينكه حاجتت را بر آورد.
(١) ١٣- برادران چهارند، برادرى بسود تو و خود او، و برادرى كه بسود تو است و برادرى كه بضرر تو است، و برادرى كه نه بسود تو است و نه بسود خودش. از او معنى اين را پرسيدند فرمود:
برادرى كه براى تو و خود او است برادريست كه منظورش ماندن برادريست و منظورش از برادرى مرگ برادرى نيست، اين براى تو است و براى خودش (زيرا چون برادرى بيك رنگى رسد زندگى هر دو خوش باشد و هر گاه بحال دو رنگى افتد همهاش باطل است) و برادرى كه تنها براى تو است آن برادريست كه طمع را از خود دور كرده و شيفته تو است و برادرى تو را بدنيا مقدم داشته و او همه مايه توفير و سود تو است. و برادرى كه بزيان تو است آن برادريست كه در انتظار گرفتارى تو است و با تو يك دل نيست و ميان عشائر بر تو دروغ ميگويد و حسودانه برويت نگاه ميكند و بر او باد لعنت خداى يگانه. و برادرى كه نه براى تو است و نه براى خودش آنست كه خدايش پر از حماقت آفريده و از رحمت بكلى دورش كرده، بينى كه خود را بر تو ترجيح دهد و از آنچه دارد دريغ كند.
(٢) ١٤- از دلائل نشانههاى قبول همنشينى با خردمندانست، و از نشانههاى موجبات نادانى مجادله با مسلمانان، و از نشانههاى دانا اينست كه حديث خود را نقادى ميكند و بحقائق فنون نظر دانا است.
(٣) ١٥- راستى مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آئينه خود، يك بار در صفت مؤمنان