تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٥ - نامه آن حضرت باهل كوفه چون بكوفه رفت و او را يارى نكردند
شديد بر ضرر دوستان خود، و كمك شديد براى دشمنان خود، بىآنكه عدالتى در ميان شماها نشر كنند و يا آرمانى شما در باره آنها داشته باشيد، و بىآنكه از ما بدعتى سرزده باشد، و يا نظر خطائى اظهار شده باشد.
(١) وا ويلا بر سر شماها شتابد، شما ما را وانهاديد با اينكه شمشيرى كشيده نشده و خاطرها آسوده است، و رأى ما تغيير نكرده، چون ملخهاى همپرواز بر آن شتافتيد، و چون پروانه بر سر شمع فرو ريختيد نابودى و آوارگى از ان سركشان و راندهشدگان احزاب و دورافكنان قرآن و پفهاى شيطان باد، آنها كه سخن حق را ديگر گونه جلوه دهند، و چراغ سنت اسلام را خاموش كنند و زنازادهگان را همنژاد سازند، آنها كه دين را مسخره كنند، و قرآن را پاره پاره كنند.
بخدا اين نامردى و خذلان در ميان شماها معروف است، و رگ و ريشه شما بر آن روئيده، و بن شما بر آن استوار شده، شماها بدترين ميوه گلوگيرى هستيد براى سرپرست و باغبان خود و براى زورگوى بر خود لقمهاى گوارا، هلا لعنت خدا بر پيمانشكنان آنها كه پيمانها را پس از تأكيد نقض كنند با اينكه خدا را كفيل و ضامن سپردند.
هلا زنازاده پسر زنازاده ما را بر سر دو راهى: دين و شريعت، و خوارى انقياد نمودن قرار داده، و پستمنشى از ما بدور است، خدا و رسولش و همه مؤمنين و دامنهاى مقدسى كه ما را پرورده و طبعهاى حمايتكش و أفراد سرفراز اين را نپذيرند، كه ما طاعت لئيمان پست فطرت را بر جانبازى رادمردان ترجيح دهيم، و من با همين چند تن عشيره و بستگان خود يورش برم با اينكه دشمن سرسخت و پرشمار است، و ياران دست از يارى كشيدند، هلا ديرى نپايد همان باندازه سوار شدن بر اسب بيش نگذرد كه