تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٤ - خطبه آن حضرت پس از قبول صلح هنگامى كه معاويه باو گفت فضل ما را ياد كن
(١)
يك پند
(٢) اى بندههاى خدا بدانيد براستى كه خدا شما را بيهوده نيافريده، و سر خود رها نكرده، عمر شما را نوشته و روزى شما را ميانتان قسمت كرده تا هر خردمندى اندازه خود را بداند، و بفهمد كه هر چه برايش مقدر است باو ميرسد، و هر چه از آنش نيست باو نخواهد رسيد، خدا خرج دنياى شما را كفايت كرده، و شماها را براى پرستش فراغت بخشيده، و بشكرگزارى تشويق كرده، و ذكر و نماز را بر شما واجب كرده، و تقوى را بشما سفارش كرده، و آن را نهايت رضايتمندى خود مقرر ساخته، تقوى باب هر توبه و سر هر حكمت و شرف هر كردار است. هر كه از متقيان كامياب شد بسبب تقوى كامياب گشته، و خداوند تبارك و تعالى فرمايد (٣٢- النبأ) راستى براى متقين مقام شايانى است- و نيز فرموده (٦١- الزمر) و خدا پرهيزكاران را در مقام شايان خود نجات بخشد، نه بدى بدانها رسد و نه غمى دارند.
اى بندههاى خدا از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه هر كه از خدا بپرهيزد خدايش از فتنها و آزمايشها نيكو برآورد، و در كارش موفق سازد، و راه حق را برايش آماده كند، و حجت او را پيروز گرداند، و رويش را سفيد كند، و دلخواهش را باو عطا كند، بهمراه آنان كه خدا بر آنها نعمت داده از پيمبران و صديقان و شهيدان و نيكان و چه خوب رفيقانى باشند.
(٣)
خطبه آن حضرت پس از قبول صلح هنگامى كه معاويه باو گفت فضل ما را ياد كن
(٤) خدا را سپاس نمود و ستايش كرد، و صلوات بر محمد پيغمبر و خاندانش فرستاد، و سپس فرمود:
هر كه مرا ميشناسد، ميشناسد و هر كه نميشناسد بداند منم حسن زاده رسول خدا ٦، منم زاده بشير