تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٦ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
خدا، كفر هم چهار پايه دارد: شيفتگى، هراس خشم، و شهوت.
(١) ١٥٤- هر كه در دنيا زهد ورزد از خوارى آن بيتاب نگردد، و هر كه براى عزت آن رقابت نورزد خدايش بىهدايت خلق رهنما است، و بىتعليم او را بياموزد، و حكمت را در دلش جاى دهد، و بر زبانش بگرداند.
(٢) ١٥٥- خدا را بندها است كه با نهاد پاك با او معامله كردند و خدا درست از آنها قدردانى كرد و آنانند كه روز قيامت حسابشان پاك است، و چون در برابر او ايستند دفتر اعمالشان پر است از اسرارى كه با او در ميان نهادهاند.
(٣) ١٥٦- اخلاق خود را رام خوبيها كنيد، و ببزرگواريهاشان بكشانيد و خود را ببرد بارى عادت دهيد، و بر خود و بديگران احسان كنيد. بدان چه وسيله سپاس بر شما است و با مردم بسيار خردهگيرى نكنيد، و قدر خود را بالا بريد بوسيله كنارهگيرى از كارهاى پست، توان ناتوان را حفظ كنيد بآبروى خود و كمك باو هنگامى كه نداريد از خود آنچه را بشما اميد داشته باو بدهيد، از آنچه در غياب شما است پر بحث و كاوش نكنيد تا غائب از شما بيشتر گردد (تا غائب پيش شما بزرگ شود «خ ل») خود را از دروغ نگهداريد كه از پستپايهترين اخلاق است و نوعى از دشنام است، و طورى از پستى، و خود را بچشم بهم نهادن از وارسى كامل امورى ارجمند داريد.
(٤) ١٥٧- موعد مقرر مرگ خود بهترين دژ است. زيرا هيچ كس نيست جز اينكه بهمراه او از طرف