تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٤ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
(١) ١٣٩- بردبارى آموزيد كه بردبارى دوست و وزير مؤمنست، و دانش رهنماى او است، و نرمش برادرش، و خرد رفيقش، و صبر فرمانده لشكرش.
(٢) ١٤٠- بمردى كه در ژندهپوشى از حد گذرانده بود فرمود: اى فلانى نشنيدى فرموده خدا را (١١- الضحى) و اما نعمت پروردگارت را باز گو- بخدا سوگند نعمت خدا را عملا منتشر كنى بهتر است كه بزبان منتشر كنى.
(٣) ١٤١- بپسرش حسن ٧ فرمود: تو را سفارش كنم بتقوى از خدا و برپا داشتن نماز بوقت، و پرداخت زكاة بجا، و تو را سفارش كنم بگذشت از گناه، و فرو بردن خشم، و صله رحم، و بردبارى در برابر نادان، و فهميدن دين و بررسى در كار، و وارسى قرآن، و خوش همسايگى، و امر بمعروف، و نهى از منكر، و بر كنارى از همه هرزگيها در آنچه معصيت خدا است.
(٤) ١٤٢- فرمود: دنيا بچهار چيز بر پا است بعالمى كه علمش را بكار بندد، و بتوانگرى كه احسان كند، و بنادانى كه از آموختن بزرگى نكند، و بمستمندى كه آخرتش را بدنياى ديگرى نفروشد، و هر گاه عالم علمش را بكار نبرد، و توانگر احسان نكرد، و نادان از آموختن سر باز زد، و مستمند آخرتش را بدنياى ديگرى فروخت پس واى بر همه.
(٥) ١٤٣- هر كه تواند خود را از چهار چيز باز دارد سزاوار است كه بدى نبيند، گفته شد آنها چهاند يا امير المؤمنين؟ فرمود: شتاب، لجبازى، خود بينى، و سستى.