تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٢ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
(١) ١٣٤- زهد در دنيا كوتاه كردن آرزوست و شكر بر هر نعمت و خوددارى از آنچه خدا حرام كرده.
(٢) ١٣٥- چون همه چيز همسر شدند تنبلى و درماندگى با هم همسر شدند، و فقر از آنها زائيد.
(٣) ١٣٦- هلا همه روزها سهاند روزى كه گذشت و اميدى بدان نيست، و روز حاضر كه نتوانى آن را نگهدارى و روزى كه آيد و تو از آن خاطر جمع نيستى، ديروز پند است، و امروز غنيمت، و فردا معلوم نيست كه از كيست. ديروز گواه درستى است، و امروز امين پرداختكننده، و فردا پيش تو روز كوچ است، غيبت طولانى كرده نزد تو آيد و تو نزد او نروى.
أيا مردم بقاء پس از مرگ است. حق اينست كه ما وارث پيش از خوديم و وارثانى پس از خود داريم. شما آن منزلى كه وارد ميشويد با تقديم چيزى كه از آن ميكوچيد اصلاح كنيد، و براه خير برويد و از آن كه اهلش كمند نهراسيد، و بياد آريد كه خدا در آن بخوبى همراه شما است. هلا امروز روز عاريتها است و فردا روز بخششها است. همانا ما خود شاخههاى بنهائى هستيم كه درگذشتند، اصل كه رفت فرع هم ميرود، أيا مردم اگر شما دنيا را بر آخرت ترجيح بدهيد زود باو در باره كالاى پست پاسخ داديد، و مركب آرزو را بىنهايت تاختيد، و شما را بانجام پشيمانى كشد، و آنچه را با امتهاى گذشته و قرون ماضيه از ديگرگونى حالات و نمونههاى عبرت خيز ساختن آنها كرده است بكام شما ريزد.
(٤) ١٣٧- نماز تقرب هر پرهيزكار است، حج جهاد هر ناتوانست، هر چه را زكاتيست و زكاة تن