تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٠ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
(١) ١٢٥- پروردگارا چه بدبخت است كسى كه بزرگ شمارد در چشم و دل خود آنچه از ملك و سلطنت تو را بيند نسبت بدان چه چشم و دلش نبيند، و بدبختتر آنكه كوچك نباشد در چشم و دلش هر چه را از ملك و سلطنت تو ديده و نديده نسبت بعظمت و جلالت، نيست شايسته ستايشى جز تو منزهى راستى كه من از ستمكارانم.
(٢) ١٢٦- همانا دنيا فناء است و رنج است و ديگرگونى و عبرتست، نشانه فناء آنست كه تو مينگرى روزگار تير بكمان دارد زه كشيده و تيرش خطاء ندارد و زخمش شفاء ندارد. تندرست را بتير بيمارى زند، و زنده را بتير مرگ، و از رنجش اينست كه مرد آنچه نخورد فراهم كند و آنچه را مسكن نسازد بسازد، و سپس نزد خدا رود، نه مالى با خود برد و نه ساختمانى منتقل سازد، و از ديگرگونى آن آنست كه بنگرى آنكه رشكش برند مورد ترحم شود، و آنكه مورد ترحم است رشكش برند ميان آن دو فرقى نيست جز نعمتى كه زايل شده و تنگدستى كه رخ داده، و از عبرتهايش اينست كه مردى بر آرزوى خود دسترس مىشود و مرگش او را ميربايد نه آرزو برآيد و نه آرزو كن بپايد. سبحان اللَّه كه چه اندازه شاديش فريب است، و سيرابيش تشنگى، و سايهاش گذرا تا آنكه گويا آنچه كه از دنيا بوده است اصلا نبوده، و آنچه هم خواهد بود آمده و گذشته. همان خانه آخرتست كه خانه اقامت و استقرار و بهشت يا دوزخ است، اولياء خدا با صبر بمزد رسند و با كردار بآرزوى خود.
(٣) ١٢٧- از محبوبترين راهها بخدا دو جرعه است: يكى جرعه خشمى كه با حلمش درخورى، و يكى جرعه غمى كه با صبرش برخورى، و از محبوبترين راهها بخدا دو قطره است، قطره اشكى در دل