تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٣ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
(١) ٢٨- با دشمن دوستت دوست مشو تا بدوستت دشمنى كرده باشى.
(٢) ٢٩- بصرف شك از برادرت مبر و بىگله از او جدا مشو.
(٣) ٣٠- براى مسلمان شايد كه از رفاقت با سه كس سر بتابد، هرزه و نابخرد و دروغگو، اما هرزه كار خود را پيش تو بيارايد و خواهد كه بمانند او باشى و تو را در كار دين و معادت كمكى ندهد پس همراهى با او جفا و سخت دلى است و رفتن نزد او ننگ تو است و اما نابخرد تو را بخيرى واندارد و اميد نيست كه هر چه هم بكوشد بدى را از تو بگرداند، و بسا خواهد سودت رساند بزيانت كشد مرگش به از زنده بودنست و خموشيش به از گفتن و دوريش به از نزديك شدن. و اما دروغگو پس باوى زندگى بر تو گوارا نيست حديثت را بديگران برد و حديث ديگران را براى تو آورد تا داستانى را بپايان رساند داستان ديگرى بدنبالش كشاند تا آنجا كه راست هم كه گويد باور نشود، ميان مردم دشمنى افكند و كينه در سينهها بكارد، از خدا بترسيد و خود را بپائيد.
(٤) ٣١- باكى نيست كه با خردمند همصحبت باشى و اگر چه از كرمش بر نخورى ولى از خردش سود برى و از اخلاق بدش بپرهيز، از صحبت مرد كريم خود دارى مكن و اگر سودى از عقلش نبرى بخردت از كرمش بر خورى، و تا توانى از لئيم نابخرد بگريز.
(٥) ٣٢- صبر بر سه گونه است صبر بر مصيبت و صبر بر طاعت و صبر بر ترك معصيت.