تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٠ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
(١) ١٦- شما را بتقوى از خدا سفارش كنم كه براى جوياى اميدوار پر ارزش است و براى گريزان پناهنده تكيهگاه است، تقوى را شعار دل سازيد و خدا را با اخلاص ياد كنيد تا بهترين زندگى را دريابيد و براه نجات برويد، بدنيا چون زاهد گذرنده نگاه كنيد كه مأوى كن پا بر جا را بيرون كند و خوشگذران آسوده را آسيب رساند، بآنچهاش گذشته اميدى نيست و وضع آنچهاش آيد معلوم نيست تا انتظار آن كشيده شود، آسايشش بسختى گرايد و بقايش بفناء، شاديش بغم آميخته و بقاء در آن بستى و ناتوانى كشاند.
(٢) ١٧- خود را بزرگ پنداشتن از زورگوئيست و زورگوئى از نازندگى است و نازندگى بخود از تكبر و راستى كه شيطان دشمن حاضريست و بيهوده را بشما وعده دهد. راستى مسلمان برادر مسلمانست همديگر را واننهيد و نام بد بر هم ننهيد زيرا احكام دين يكى است و راه آن راست است هر كه بدان عمل كند بمقصود رسد و هر كه از آن جدا شود نابود گردد و هر كه آن را وانهد از دين بدر شود. مسلمان در گفتار دروغگو نيست و خلف وعده نكند و اگر چيزى بدو سپارند خيانت نكند.
(٣) ١٨- خرد دوست مؤمن است و بردبارى وزيرش و نرمش پدرش و خوشخوئى برادرش، خردمند را سه چيز بايد، قدر خود را بداند و زبانش را نگهدارد و زمانش را بشناسد. هلا بينوائى بلائيست و سختتر از بينوائى بيمارى نيست و سختتر از بيمارى تن بيمارى دل است، هلا راستى كه وسعت مال از نعمتها است