تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢ - مقدمه مؤلف
درون بوى پى نبرند، و پندارهاى عميق او را در پيكرهاى در نيارند، نيست شايسته پرستشى جز او كه ملكى است جبار.
(١) اعتراف بپيامبرى او را قرين اعتراف بلاهوتيت خود ساخت و تا آنجا گراميش داشت كه آفريدهاى را بمقام او نرساند و او هم شايسته بود كه مخصوص و دوست يگانه او باشد، زيرا خداوند كسى كه دچار ديگرگونى شود و يا وجودى عادى و مبتذل باشد بخود مخصوص نسازد و فرمان داد بوى صلوات بايد تا در گرامى داشتن او بفزايد و راه دوستى با خاندانش را بگشايد، رحمت خدا بر او و خاندانش باد، و كرامت و شرف و بزرگواريشان را فزاياد تا آنجا كه دچار انتقاد نگردد و جاويد بماند، و راستى كه خداوند تبارك و تعالى پس از شخص پيغمبر مخصوصاتى ديگر بر گزيد و آنها را تا رتبه وى بر آورد و رهنمايان ارشاد نمود و امامانى معصوم و فاضل و كامل ساخت، و حجت بر عموم بشر و داعيان بدرگاه خود و شفيعان صاحب اختيار مقرر ساخت كه خود سر چيزى نگويند، و بفرمان او كار كنند و حكم او را اظهار كنند و سنت او را بر پا دارند و حدود و مقررات او را اقامه كنند و فروض وى را بپردازند تا هر كسى دانسته. و عيان هلاك و گمراه شود، و دانسته و فهميده زنده و رستگار شود، صلوات اللَّه و الملائكة الابرار على محمد و و آله الاخيار.
و بعد من چون در آنچه از علوم پيغمبر ما و وصى او و امامان از فرزندانشان صلوات اللَّه عليهم و رحمته و بركاته نيك نظر كردم و تدبر و انديشه در آن را ادامه دادم دانستم آنچه از آن بدسترس مردم گذاشته شده اندكى است از بسيار، من دريافتم كه علوم آنها همه امور دين و دنيا را در بر دارد صلاح اين سر او آن