تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩٨ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
است باشد.
(١) ٥- در ذم دنيا فرمود: آغازش رنج است و پايانش نيستى، حلالش حساب دارد و حرامش عقاب، هر كه در آن تندرست است آسوده و هر كه بيمار است پشيمان، هر كه توانگر شود بر آشوبد و هر كه مستمند گردد اندوه خورد، هر كه برايش بكوشد آن را نيابد، و هر كه از آن دست كشد نزدش آيد، هر كه بسويش چشم دوزد كورش نمايد و هر كه بدان بعبرت نظر كند بينايش سازد.
(٢) ٦- با دوستت آرام بيا كه بسا باشد كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا كه بسا باشد كه روزى دوستت شود.
(٣) ٧- ثروتى چون خرد نيست و فقرى بدتر از نادانى.
(٤) ٨- ارزش هر مردى آن چيزيست كه خوب انجام دهد.
(٥) ٩- هيبت نوميدى آرد و شرم بىنصيبى، حكمت گمشده مؤمن است و بايد آن را بجويد اگر چه در دست بدان باشد.
(٦) ١٠- اگر حاملين علم درستش حمل كنند خدايشان و فرشتهها و فرمانبرانش از مردم او را دوست دارند ولى علم را براى طلب دنيا خواستند و خدا آنان را دشمن داشت و پيش مردم موهون شدند.
(٧) ١١- بهترين عبادت صبر است و خاموشى و انتظار فرج.
(٨) ١٢- گرفتاريها را نهايتى است كه بدان پايان يابند اگر بر سر يكى از شماها آمد تحمل كند و صبر كند تا بگذرد زيرا چارهجوئى در هنگام روى آوردن آنها سبب فزونى بدى آنها است.