تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤١ - (فرمان آن حضرت به أشتر وقتى او را والى مصر و اعمال آن نمود)
و هر آينه مشركان هم ميان خودشان در برابر مسلمانان بدان گردن نهادهاند براى آنكه پيمانشكنى و عهد گسلى را بدعاقبت ميشمارند مبادا پناه خود را بشكنى و پيمانت را بگسلى و دشمنت را گول بزنى زيرا همان نادانست كه بخداوند دليرى ميكند همانا خداوند پيمان و پناه خود را وسيله آسودگى ساخته و ميان بندگانش برحمت خود پرداخته و آن را آستان محترم مقرر داشته تا همه در سايه آن درآيند و خود را در جوارش كشند، در آن نه فريب است و نه ظاهر سازى و نه دغلى.
(١) مبادا در تنگنا كه افتادى پيمانى را كه بگردن گرفتى بشكنى زيرا شكيبائى تو بر اين سختى كه اميد گشايشش را دارى و خوش انجامى آن بهتر است از پيمان گسلى كه از دنباله آن بترسى و از طرف خداوند مسئول گردى و در دنيا و آخرت برگشت نتوانى.
مبادا گرد خون بگردى و بناحق آن را بريزى زيرا چيزى نيست كه نقمتبارتر و بدعاقبتتر و نعمت برتر و عمر بسرآورتر باشد از ريختن خون ناحق و خدا است كه خود قضاوت ميان مردم را در باره ريختن خون همديگر آغاز ميكند، مبادا سلطنت خود را بوسيله ريختن خون ناحق حفاظت كنى زيرا كه آنش پوسيده سازد و نابود كند، مبادا خود را در معرض خشم خدا درآورى زيرا خداوند براى خونخواه كسى كه بستم كشته شده تسلطى مقرر ساخته خدا فرموده (٣٣- الاسراء) هر كه بستم كشته شود محققا براى وليش حقى در قصاص مقرر داشتيم مبادا در كشتار اسراف كند زيرا كه او منصور است، براى تو و براى من نزد خدا عذرى در برابر قتل عمدى نيست زيرا قصاص بتن دارد و اگر گرفتار قتل خطا شدى و تازيانهات يا دستت در كيفر بدكاران بدان گرائيد، چون ممكن است بيك