تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٢ - (فرمان آن حضرت به أشتر وقتى او را والى مصر و اعمال آن نمود)
خوبى نبينند، ولى بر حاكم است كه طبق دستور و قانونى كه دارد قضاوت كند و چون از آن درماند قضاوت را باهلش رجوع كند و اگر اهلش بدسترس او نباشد در شور فقهاء مسلمين گذارد و نبايد براه ديگرى رود، و دو قاضى ملت اسلام را نرسد كه در اختلاف حكم خود پايدارى كنند و آن را بامام رجوع ندهند تا او طبق دستور خدا قضاوت كند، و هر دو بحكم او رضا دهند موافق نظر آنها باشد يا مخالف، در اين موضوع خوب نظر كن زيرا اين دين بدست اشرار گرفتار بوده و بهواى نفس در آن كار ميكردند و دنيا را بدان طلب ميكردند، بنويس بقاضيان شهرستانهاى خود تا هر حكمى كه مورد اختلاف آنها است بتو مراجعه دهند و آنها را بررسى كن و هر چه موافق كتاب خدا و سنت پيغمبر او و دستور امام تو است امضاء كن و آنان را بدان وادار و هر چه بر تو مشتبه شد با فقهاء حاضر در برت شور كن و حكمى كه مورد اتفاق نظر فقهاء مسلمان حاضر است امضاء كن زيرا هر حكمى مورد اختلاف رعيت است بايد رجوع بامام شود و بر امام است كه از خدا يارى جويد و بكوشد در اقامه حدود و وادار كردن رعيت بفرمان او و لا قوة الا باللَّه.
(١) سپس در كار كارمندان خود نظر كن و آنها را آزموده بكار گمار و از روى بخشش و دلخواه آنها را كارگزار مكن زيرا بخشش و دلخواه مايه جور و خيانت و زيان مسلمانانست و كارها بدغلى بهبود نشوند، كارمندان خود را از اهل ورع و دانش و سياست برگزيدن و مردم آزموده و با حياء از خانوادههاى خوب و سابقهدار در اسلام را منظور زيرا آنان اخلاقى كريمتر دارند و آبرومندتر و كمطمعتر و عاقبتبينتر از ديگرانند، بايد آنها ياوران تو باشند در كارى كه بعهده گرفتى، سپس در وظيفه كارمندى بدانها