علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٨٩ - ١ كبر
فروتنى چشمگير، عطاى خود را به وى ارزانى مىدارد؛ بهگونهاى كه با شرمفراوان به وى نزديك مىشود و با رفتار و زبان مؤدبانه، چنان عطايش رابهوى تقديم مىدارد كه گويى آن نيازمند بر او منت نهاده و آن كمك را پذيرفتهاست.
نكتهاى كه بايد براى درمان سبب دوم، يعنى حقارت، بهعنوان عامل اظهار رفتار متكبرانه توجه داشت، آن است كه بايد به ريشه حقارت در فرد متكبر نظر انداخت و آن برنتافتن نقص در كمالى از كمالات يا نقص در نعمتى از نعمتهاست؛ نقص رنجآورى كه آدمى را وا مىدارد تا براى پنهان ساختن آن يا جلوگيرى از تحقير از سوى ديگران به اظهارِ داشتهها و كمالات خود- هرچند ساختگى- برآيد و بزرگفروشى كند. اين واقعيتى است كه در جامعه بشرى در افراد بىشمارى مشاهده مىشود.
با شناخت ريشه حقارت، بايد روش چگونگى برخورد صحيح با نواقص را به دست آورد تا نواقص براى آدمى، آنقدر اهميت نداشته باشد كه احساس حقارت به وى دست دهد و با بزرگىفروشى، آنها را بپوشاند. با توجه به اين هدف، انسان بايد خود را بنده تمامعيار خداى سبحان بداند كه از سر حكمت، هر آنچه صلاح وى است، به او ارزانى مىدارد و اگر به ظاهر از طرف آن پروردگار جهان دريغى مىبيند، بداند كه از سر تدبير حكيمانه اوست و به حتم در آن زمان، در ندارى آن كمال و نعمت خيرى وجود دارد.
با اين نگاه- كه پيشتر به آن پرداختيم[١]- نسبت به هيچيك از نواقص، توجه رنجآورى نداشته، آرامش چشمگيرى مىيابد؛ به همين دليل، نه تنها احساس حقارت ندارد، با وقار مثالزدنى، توجهى به تحقير دنياپرستان نمىكند و
[١] - اين نگاه در فصل دوم در هنگام بيان چيستى عبوديت، ذيل عنوان تدبير ربوبى مولاى هستى شرح داده شد.