علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٨٤ - ٣ دسته تدوين و ساختاردهى
پرداخته است كه عرفان بايد موافق كتاب و سنت باشد؛[١] از اينرو با نگاهى دينمدارانه، به اخلاق عارفانه و منازل سالكانه پرداخته است. افزون بر آنكه مانند ابونصر سرّاج، براى تبيين هر منزل از سخنان عرفاى بزرگ نيز مدد جسته است. او در آغاز ترسيم منازل، آن را در دو قسم حال و مقام تقسيم كرده و پس از تفسير دقيق حال و مقام، به ده مقام و ده حال پرداخته است كه مقامات آن به ترتيب عبارتند از: توبه، ورع، زهد، صبر، فقر، شكر، خوف، رجا، توكل و رضا. احوال آن نيز به ترتيب عبارتند از: محبت، شوق، انس، قرب، حيا، اتصال، قبض، بسط، فنا و بقا.
رويكرد وى در ترسيم منازل، همانند رويكرد ابوطالب مكى است؛ با اين تفاوت كه او اصل و قوام هر يك از مقامات، بلكه هر يك از احوال را توبه دانسته است؛ بهگونهاى كه توبه براى مقامات و احوال بهمثابه زمينى است كه مىخواهند بر آن بنا نهند؛[٢] همچنانكه اصل و قوام هر يك از احوال، پس از توبه محبّت است.[٣] از اينرو تمامى مقامات را ثمرات توبه و تمامى احوال را ثمرات محبت دانسته و آنها را از حيث توبه و محبت تفسير كرده است: «هرگاه توبه نصوح صحيح باشد و نفس تزكيه يابد، آينه دل جلا مىيابد و زشتى دنيا در آن آينه آشكار مىشود، پس زهد حاصل مىآيد»[٤] و «هرگاه بنده از حال محبت عامّه، به اوايل محبت خاصه ارتقا يافته، صاحب حال و قلب و نفس لوّامه مىگردد و در اين هنگام، قبض و بسط در دل او به تناوب فرود مىآيند.»[٥] البته مؤلف بر خلاف ديگران، در كنار پردازش منازل سلوكى به يازده اخلاق مانند انفاق، ايثار، مدارا،
[١] - ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ٢٣.
[٢] - همان، ص ٢٧٧.
[٣] - همان، ص ٢٩٧.
[٤] - همان، ص ٢٨١.
[٥] - همان، ص ٣٠٤.