علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٧٦ - علم سلوك در آينه آثار
آنرابىكم و كاست ترجمه كردند.
آنها پس از عقل توصيفى، با عقل تبيينى به چرايى و راز آن تجارب، مانند چگونگى تعامل قلب با خداى سبحان در آن تجربه خاص پرداختند و آن تجارب را موشكافانه بررسى و تفسير كردند و از حقيقت آنها ابهام زدودند. سپس عناصر اصلى و فرعى تشكيلدهنده آن تجارب و دقايق آشكار و نهان را در آن تجارب به تفصيل استخراج كردند تا آنكه به اصول و قواعد كلى سلوك دست يافتند. ايشان پس از عقل تبيينى، آن تجارب را با عقل انسجامى مقايسه كردند و رابطه آنها را با يكديگر دريافتند. سپس گزارهاى توصيفى را بر پايه آن تجاربِ پلكانى تنظيم كردند و خط سير قلب را در صراط مستقيم سلوك ترسيم كردند تا اينكه طرحى نظاميافته و ساختارى منتظم از موانع و عوامل سلوكى و حالات و مقامات عرفانى درانداختند. در اين طرح، اصول سلوكى را طبقهبندى كرده فروع سلوكى را ذيل آنها گنجاندند و تمايزات آن اصول را شناسايى كردند و تعارضات ظاهرى را زدودند و در نتيجه مجموعهاى هماهنگ از نظام سلوكى به وجود آوردند. حال بايد ديد كه مصاديق اين تلاش چيست؟
علم سلوك در آينه آثار
در تاريخ عرفان، جامهپوشان عرفان عملى و تأثيرگذاران حوزه علم سلوك را مىتوان به لحاظ نگارش آثار و به جهت تفسير، تنظيم و ترتيب منازل به چهار دسته تقسيم كرد كه هر يك، شناسه ويژهاى دارند: دسته تدوين و گردآورى؛ دسته تطبيق و پردازش دينى؛ دسته تدوين و ساختاردهى و دسته تنظيم و انسجامبخشى؛ هر چند هر يك از اين دستهها، شاخصههاى ديگرى، چون شرح اصطلاحات سلوكى، تشريح شطحيات عرفانى و تبيين خواطر قلبى را نيز دارد كه از پرداختن به آنها مىگذريم.