علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٧٢ - ٣ پويايى و ايستايى
حقانى به عالم مىنگرد، به گستردگى عرش الاهى بر تمام عالم هستى احاطه و سيطره مىيابد و بهعنوان مظهر تامّ خداى سبحان، دريچه تمشّى كمالات خداوندى مىشود؛ از اينرو بيننده حقيقى، شنونده حقيقى و گوينده حقيقى خداست كه با چشم او مىبيند، با گوش او مىشنود و با زبان او سخن مىگويد. اميرمؤمنان (ع) در توصيف مقام خويش فرمود: «من چشم خدا و دست خدا هستم»[١] و امامباقر (ع) نيز فرمود: «... ما زبان خدا، وجه خدا و چشم خدا در ميان مردم هستيم ...».[٢] اين راز توصيف امام حسين (ع) به ثارالله (خون خدا) است.
٣. پويايى و ايستايى
تفاوت ديگرى كه ميان اين دو علم وجود دارد، ايستايى و سكون علم اخلاق و پويايى و تحرك علم سلوك است؛ علم اخلاق از فضايلى سخن مىگويد كه رتبهبندى نشده و ميان آنها ترتب و تدرج وجود ندارد؛ بلكه جُنگى از فضايل است كه انسان براى انجام آنها به گامهاى پلكانى نيازى ندارد؛ براى مثال لازم نيست نخست عفيف گردد، سپس به انصاف راه يابد. از اينرو در آموزش علم اخلاق، نقطه آغاز و انجام وجود ندارد؛ بلكه اين علم تنها درصدد آموزش چگونگى تهذيب خانه جان از رذايل و تزيين آن به فضايل است؛ بهگونهاى كه انسان از افراطها و تفريطها كه منشأ رذايل است، برهد و به اعتدال رفتارى كه منشأ فضايل است، برسد.
در سوى مقابل، علم سلوك- چنانكه پيشتر گفتيم- از احوال و اعمالى سخن مىگويد كه رتبهبندى شده و به صورت پلكانى ترسيم گشتهاند؛ يعنى سالك، زمانى به يك منزل بارمىيابد كه از منزل فروتر درگذشته، آن را مقام خود
[١] -« أنا عينالله و أنا يدالله.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١٤٥.)
[٢] -« نحن لسانالله و نحن وجهالله و نحن عينالله فى خلقه.»( همان)