علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٥٥ - فصل دوم علم سلوك
چنانكه گذشت، فقيهان اعضا و جوارح انسان را مجرى آيين شريعت مىدانند. عارفان نيز بهعنوان «عالم لله»[١] و «عالم مع الله»[٢] يعنى عالم به احوال و مقامات سالك در سير الى الله- چون فقيهان- قلب آدمى را مجرى آيين طريقت يافتهاند؛ از اينرو علم سلوك را «فقه قلب» و «علم قلوب» نام نهادند.[٣] همانگونه كه احكام تكليفى، تنها با اعمال بدنى و رفتار ظاهرى انجام مىپذيرد و تقيّد به آنها موجب رشد تعبّدى انسان مىشود، آيين طريقت نيز تنها با اعمال قلبى و رفتار باطنى به انجام مىرسد و استقامت در آنها موجب رفعت و باريابى به درجات عليا مىگردد:
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ؛[٤] سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد.[٥]
تبيين و بررسى اعمال باطنى از سوى رهبران سلوك موجب شد علم سلوك «علم باطن» و «علم اعمال و احوال قلبى» نام گيرد.[٦]
اعمال قلبى، همان صفات قلب است كه در اصل از قلب برمىخيزند از فعل و انفعال دل بر مىآيند و به دو صنف زشت و زيبا تقسيم مىشوند؛ صفات زشت يا
[١] - ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ٢٥٣.
[٢] - على هجويرى، كشف المحجوب، ص ٢٥.
[٣] - بنگريد به: ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ٢٤٣، ٢٥١، ٢٦١ و ٢٧٦؛ ابوحامد محمد غزالى، احياء علوم الدين، ج ١، ص ٤١؛ محسن فيض كاشانى، المحجة البيضاء، ج ١، ص ١٦٥- ١٤٨.
[٤] - فاطر( ٣٥): ١٠.
[٥] - بنگريد به: صدرالدين قونوى، النفحات الإلهية، ص ١٦.
[٦] - بنگريد به: ابونصر سراج، اللمع، ص ٤٤؛ ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ٢٧٣؛ ابوحامد محمد غزالى، احياء علوم الدين، ج ١، ص ٥، ٢٩ و ٣٦؛ محسن فيض كاشانى، الحقائق فى محاسن الأخلاق، ص ١٩.