علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٤٤ - پايبندى به شريعت
اين تفكر بر عارفانى كه به ژرفاى حقيقت باريافتهاند و درّ ناب عرفان را از ساحت شريعتگريزى و لاابالىگرى دور مىدانند، سخت گران آمد؛ تا آنجا كه در برابر آن موضع گرفته، بر آن تاختند. روزى به يحيى بن معاذ رازى (م. ٢٥٨ ق) گفته شد برخى مىگويند: «ما به جايى رسيدهايم كه ما را نماز نبايد كرد!» او گفت: «گو رسيدهايد؛ اما به دوزخ رسيدهايد.»[١]
از جنيد بغدادى (م. ٢٩٧ ق) نيز درباره گروهى كه به سقوط تكليف معتقدند وتكليف را تنها وسيله وصول مىدانند و مىگويند: «ما واصليم» پرسيدند. وىگفت:
در وصول راست گفتهاند؛ اما به سقر (جهنم)! آن كس كه دزدى كند و زنا كند، برتر از كسى است كه چنين باورى دارد. من اگر هزار سال عمر كنم، لحظهاى از عبادات خود نمىكاهم، جز به عذر شرعى.[٢]
در فرهنگ عرفان، باور عارفان راستين بر آن است كه پاىبندى به شريعت، نه تنها در آغاز و ادامه راه بهعنوان تكليف، شرط لازم است كه پس از وصول به حقيقت نيز تكليف، ضرورى و بايسته عارف است. البته چرايى اين مسئله را پس از واگشايى راز پايبندى به شريعت در جاده طريقت و هنگام سلوك تشريح مىكنيم و آن اينكه شريعت در لغت به معناى آستانهاى است كه در امتداد امرى كشيده شده، دروازه ورود به آن امر محسوب مىشود.[٣] از اينرو شمسالدين لاهيجى مىنويسد:
شريعت در لغت مشرعه الماء را مىگويند، يعنى مَورد شاربان آب.[٤]
[١] - عبدالرحمن جامى، نفحات الأنس، ص ٥٣.
[٢] - عبدالوهاب شعرانى، اليواقيت و الجواهر، ص ٢٧٢ و ٢٧٣.
[٣] - بنگريد به: ماده« ش ر ع» در كتب معتبر لغت.
[٤] - شمسالدين لاهيجى، مفاتيح الإعجاز، ص ٣٠١.