علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٤٣ - ٩ رضا
روى آورد، در موقعيت سلوكى رضا قرار مىگيرد؛ آنگاه مىكوشد دل را در مقرّ وجه خاص سوق دهد و به وجهاللهى معطوف دارد و در اسم مناسب فضيلت (حكيم) متمركز سازد و خدا را با اسم حكيم بخواند كه هرچه از سوى خداى سبحان- خوشايند يا ناخوشايند- باشد، از سر حكمت و از باب حسن تدبير است. امامصادق (ع) مىفرمايد:
آنگاه كه دانستيم خداى عزيز و جليل حكيم است، تصديق مىكنيم كه تمامى افعال او از روى حكمت است؛ گرچه وجه آن براى ما روشن نشده باشد.[١]
اين مؤمن سالكپيشه، اين امر جارى حكيمانه خدا را خير مىداند؛ زيرا آن را مايه هدايت خاص الاهى و تقرّب ربوبى مىبيند؛ چنانكه به تجربه دريافته چه بسا خداى سبحان او را به بلايى مبتلا مىكند تا كفاره گناهان يا موجب سعه صدر گردد يا او را به هدف والايى كه در دل دارد، برساند و چه بسا خداى سبحان او را به نعمت دنيوى يا لذت معنوى متنعّم مىسازد تا او را در سير الاهى تشويق نمايد يا هدف او را تأييد كند. پس در چشم وى، جريان قضا براى مؤمنان، ريزش خير الاهى است كه خداى سبحان به حكمت بر آنان مىباراند. رسول اكرم ٦ فرمودند: «در هر قضاى خداى عزيز و جليل خيرى براى مؤمن است.»[٢]
شگفتا كه خدا براى مؤمن قضايى را حكم نمىكند، جز آنكه براى او خير است؛ چه او را شاد كند و چه اندوهگين؛ اگر او را به بلا دچار كرد، كفاره گناه اوست و اگر چيزى به او ببخشد و او را اكرام كند، هديه خداوندى به اوست.[٣] پس
[١] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنور، ج ٥٢، ص ٩١.
[٢] -« فى كل قضاء الله عزوجل خير للمؤمن.»( حسن بن شعبه حرّانى، تحف العقول، ص ٢٩٣.)
[٣] -« عجباً للمؤمن لا يقضى الله عليه قضاء إلا كان خيراً له سرّه أو ساءه، ان ابتلاه كان كفارة لذنيه و ان أعطاه و أكرمه كان قد حباه.»( همان، ص ٤٨.)