علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٦ - ٦ توكل
استقراردهى، نخست بايد- به گفته ابوبكر واسطى- تمام وجود خود را موكّلىفقير ببيند[١] و به توانايى خود تكيه نكند. سرى سَقَطى گويد: «توكل، رهايى از حول و قوه خويش است.»[٢] بلكه علىرغم نياز شديد، صادقانه از ديگران نيز قطع اميد كند و آنان را اسباب تأثيرگذار مستقلى نداند و به قول ابنعطاى ادَمى، دلش را از غير خدا برهاند.[٣] اين دلبريدگى و قطع اميد، ثمره آن باورراستين است. پيامبر اكرم ٦ از جبرئيل (ع) پرسيد: «توكل چيست؟» و جبرئيل عرض كرد:
بنده دريابد كه مخلوق، نه ضرر مىرساند و نه سود؛ نه عطا مىكند و نه منع عطا؛ از آنچه در دستان آفريدگان است، نااميد گردد؛ سپس با چنين باورى، رفتارى را جز براى خدا انجام ندهد و جز به خدا اميد نبندد و جز از وى نهراسد و جز وى در كسى طمع نورزد؛ اين همان توكل است.[٤]
نشانه اين دلبريدگى آن است كه سالك هنگام فقدان اسباب، دچار تشويش و اضطراب نشود و همچنان كه اميدى به آن اسباب نمىسپارد، هراسى از اتلاف عمر و وقت به دل راه ندهد؛[٥] حتى در مواقع بحرانى، از ترس بروز فاجعه به شدت ناآرام نگردد و حرص نخورد كه امام رضا (ع) فرمود: «حد و مرز توكل آن است كه با همراهى خداى سبحان از احدى نهراسد.»[٦]
سالك با اين دلبريدگى، به كلى از ماسواى الاهى روى مىگرداند و زمينه
[١] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ١، ص ٣٦٦.
[٢] - ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ٢٩١.
[٣] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ١، ص ٣٩١.
[٤] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٧، ص ٢٠.
[٥] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ٢، باب ١١٨، ص ١٩٩.
[٦] - محمد بن بابويه قمى( صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٥٠.