علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٠ - ٥ اخلاص
نداشته باشد، و «
لا اله الا الله
» بگويد، بهشت از آن اوست و اگر به دنيا بچسبد و آخرت را رها كند، آتش براى اوست.»[١]
هرگاه سالك قصد انجام كارى را دارد، نخست بايد نيت آن را وارسى كند تا ببيند منشأ آن چيست؟ آيا از غلبه هواى نفس برخاسته و حظ نفسانى و شائبه غير الاهى، مانند ريا و عجب در ميان است كه در اين صورت، اخلاصى در آن كار نخواهد بود؛ زيرا به گفته ابوعثمان مغربى، «اخلاص آن است كه نفس به هيچوجه حظى از آن نبرد.»[٢] اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد: «چگونه كسى كه هواى نفس بر او غلبه كرده مىتواند اخلاص داشته باشد.»[٣] سالك پس از اين وارسى، براى آنكه نيت عمل را پالايش كند و خالص گرداند، براساس اينكه «اخلاص يعنى فقط اراده وجهالله»[٤] بايد دل را به وجه خاص خود سوق دهد و در وجه الاهى متمركز شود و در اين تمركز، به خداى احد توجه تام كند و در آن تكرّر ورزد تا با حكومت توحيد و سلطنت احديت بر دل، از تمامى وجوه ديگر روى بگرداند و صحنه دل را از هر بيگانهاى پاك كند.
جنيد مىگويد: «اخلاص دورى جستن دل از كل اشيا و خالىسازى سرّ از تمامى كائنات است»[٥] كه اين نيز به گفته ابوعثمان مغربى با «نسيان رؤيت خلقبود، به دوام نظر خالق»[٦] كه البته از دل سالم نيت صادق برخيزد و به اندازهصفاى توجه به وجهالله، نيت خالص و عمل مقبول ظهور مىكند.
[١] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٦، ص ٣٦٠.
[٢] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ٢، ص ١٧٦.
[٣] -« كيف يستطيع الإخلاص من يغلبه الهوى.»( عبدالواحد آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ح ٦٩٧٧.)
[٤] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧٠، ص ٢٣٤.
[٥] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ٢، ص ١٢٠.
[٦] - ابوالقاسم قشيرى، رسالة قشيريه، ص ٣٢٥.