علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٠٥ - ١ توبه
عرضى- بارور مىگردد؛ مانند توكل كه با وكيل و كفيل، يا توبه با غفور و رحيم يا شكر با مُنعِم و وهّاب بارور مىشود كه ما تنها به آن اسمى مىپردازيم كه شهرت بيشترى در متن دين داشته، در اغلب موارد با آن فضيلت مناسب همراه است.
اما آن فضايل و اسماى مناسب با آنها عبارتند از: توبه: غفور؛ مراقبه: رقيب؛ محاسبه: حسيب؛ خوف: شديدالعقاب؛ اخلاص: احد؛ توكل: وكيل؛ صبر: حاكم؛ شكر: منعم و رضا: حكيم. چهار منزل نخست در ساحت زدايش كثرت از دل، يعنى تفرقهزاديى يا «
لا اله
» هستند و پنج منزل بعدى در ساحت گسترش وحدت در دل، يعنى جمعيتگرايى يا «
الا الله
» هستند.
١. توبه
توبه در لغت به معناى رجوع و بازگشتن[١] و در فرهنگ دينى به معناى بازگشت نادمانه از رفتار زشت به سوى خداى سبحان است؛ زيرا گاهى بندهاى بر اثر غلبه جهتِ نفسانى جان و دل بر جهتِ روحانى و فطرى وى- بدون عناد و دشمنى با خداى سبحان و استكبار بر او- دست به رفتار زشت ظاهرى (اعمال بدنى) يا باطنى (اعمال قلبى) مىزند؛ رفتارهايى كه در لحظه ارتكاب، جاهلانه صورت مىگيرند، نه عالمانه؛ يعنى وى گرچه مىداند چه عمل زشتى را مرتكب مىشود و چه عتاب و عقابى دارد، ولى در آن لحظه از حقيقت گناه ناآگاه، از عاقبت كار غافل و از آثار زيانبار آن بىاطلاع است. او با اين رفتار ناپسند، گرچه دل را از مقرّ وجهالخاصى خارج مىگرداند و او را از وجهاللهى روىگردان مىسازد، اما اگر از جهل غافلانه خود به در آيد و از خداى سبحان آمرزش بخواهد و با اين آمرزشخواهى به سوى خداى سبحان بازگردد، توفيق توبه يافته و در جرگه توبهكنندگان جاى گرفته است:
[١] - حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج ١، ص ٣٩٩ مادة« ت و ب».